برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1435 100 1

Strictly

/ˈstrɪktli/ /ˈstrɪkli/

معنی: موکدا
معانی دیگر: اکیدا، سخت، دقیقا

بررسی کلمه Strictly

قید ( adverb )
• : تعریف: strongly; absolutely.

- Smoking is strictly forbidden on the hospital grounds.
[ترجمه ترگمان] سیگار کشیدن در محوطه بیمارستان ممنوع است
[ترجمه گوگل] سیگار کشیدن در محوطه بیمارستان به شدت ممنوع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Strictly در جمله های نمونه

1. smoking is strictly prohibited
سیگار کشیدن مطلقا ممنوع است.

2. a domineering wife who controlled her husband strictly
زنی سلطه‌گرا که شوهرش را سخت مهار می‌کرد

3. Places are strictly limited, so you should apply as soon as possible.
[ترجمه ترگمان]مکان‌ها به شدت محدود هستند، بنابراین باید هر چه زودتر درخواست بدهید
[ترجمه گوگل]اماکن به شدت محدود هستند، بنابراین شما باید در اسرع وقت درخواست کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Export licences for arms are strictly controlled.
[ترجمه ترگمان]صدور مجوز صادرات برای اسلحه به شدت کنترل می‌شود
[ترجمه گوگل]مجوز صادرات برای اسلحه به شدت کنترل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The guests were seated strictly in order of precedence.
[ترجمه ترگمان]مهمانان به دقت به جای تقدم نشسته بودند
[ترجمه گوگل]مهمان ها به شدت به ترتیب اولویت قرار داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The doctor is dieting me ...

مترادف Strictly

موکدا (قید)
strictly

معنی عبارات مرتبط با Strictly به فارسی

اگر بخواهیم درمعنی لغات دقیق شویم، حسابیش رابخواهیم

معنی Strictly در دیکشنری تخصصی

strictly
[ریاضیات] دقیقا، اکیدا، به طور محض، کاملا
[ریاضیات] طریقه ی کاملا اصولی
[نساجی] پشم به سختی شانه شونده - الیاف پشم بلند تر از دو و یا یک دوم اینچ
[ریاضیات] تابع کاملا محدب
[ریاضیات] فضای اکیدا محدب
[ریاضیات] اکیدا نزولی، کاملا کاهشی، دقیقا نزولی، نزولی اکید
[ریاضیات] تابع اکیدا نزولی، تابع نزولی اکید
[ریاضیات] دنباله ی اکیدا نزولی
[ریاضیات] کاملا معین
[ریاضیات] اکیدا بزرگتر از
[ریاضیات] اکیدا صعودی، کاملا صعودی، کاملا افزایشی، دقیقا صعودی، صعودی اکید

معنی کلمه Strictly به انگلیسی

strictly
• severely, harshly; literally; explicitly, exactly; absolutely, completely
• if something is strictly for a particular thing or person, it is to be used or done only by them.
• strictly is also used before adjectives to emphasize that something or someone is of one particular type rather than any other.
• you say strictly speaking to correct a statement or add more precise information.
strictly forbidden
• completely not allowed
strictly observant
• very stringent in the practice of religious laws
strictly speaking
• in a serious manner of understanding

Strictly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سینا
موکدا
بهاره
اکیداً
مهتاب
سختگیرانه
حمید پرهام
با جدیت، مجدانه
jahanaks.blog.ir
بطور مؤکد
مؤکدا
زهره رجایی زاده
به طور جدی
به شدت
رضارضائی
اجباری
م ک
یک از معانی آن �صرفاً� است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی strictly
کلمه : strictly
املای فارسی : ستریکتلی
اشتباه تایپی : سفقهزفمغ
عکس strictly : در گوگل

آیا معنی Strictly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )