برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1643 100 1
شبکه مترجمین ایران

Spun

/ˈspən/ /spʌn/

زمان گذشته و اسم مفعول: spin، زمان ماضی واسم مفعول فعل spin

بررسی کلمه Spun

( verb )
• : تعریف: past tense and past participle of spin.
صفت ( adjective )
• : تعریف: formed by or as if by spinning; often, light and airy.

واژه Spun در جمله های نمونه

1. spun glass
شیشه‌ی چرخانده

2. spun gold
طلای تابیده

3. she spun around the river in a motor boat
در یک قایق موتوری در رودخانه گشت می‌زد.

4. the tales which mark twain spun
داستان‌هایی که مارک تواین سرایید

5. when adam delved and eve spun
وقتی که حضرت آدم زمین می‌کند و حوا ریسندگی می‌کرد

6. when adam delved and eve spun / who was then the gentleman?
وقتی که حضرت آدم بیل می‌زد و حوا نخ می‌رشت چه کسی اربابی می‌کرد؟

7. The car had spun through 180 degrees on impact.
[ترجمه ترگمان]اتومبیل در اثر برخورد ۱۸۰ درجه می‌چرخید
[ترجمه گوگل]این خودرو در اثر برخورد 180 درجه بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He rescued the company and later spun off its textile division into a separate company.
[ترجمه ترگمان]او شرکت را نجات داد و بعدا تقسیم منسوجات خود را به یک شرکت جداگانه تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]او این شرکت را نجات داد و سپس بخش نساجی خود را به یک شرکت جداگانه تبدیل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با Spun به فارسی

شیشه ی الیاف مانند، پشم شیشه، شیشه تاب خورده، شیشه مذاب الیاف مانند
گذشته
ابریشم مصنوعی تابیده
ابریشم تابیده، نخ ابریشم
پشمک (cotton candy هم می گویند)
نخ تابیده، ریسمان تافته، ن  تابیده
نازک ریسته، باریک، دقیق، خیالی، غیرعملی
(ریسمان و غیره) سخت تاب،چند بار تابیده

معنی Spun در دیکشنری تخصصی

[نساجی] ریسیده
[نساجی] نخ مخلوط تابیده شده - نخ تابیده شده از جند نوع لیف
[نساجی] اسپان باند ( نوعی منسوج بی بافت تهیه شده هنگام ذوب ریسی الیاف مصنوعی )
[نساجی] نوعی منسوج بی بافت - اسپان باند ( تولید منسوج بی بافت هنگام ذوب ریسی )
[عمران و معماری] بتن ریخته شده با نیروی گریز از مرکز - بتن متراکم شده با نیروی گریز از مرکز
[زمین شناسی] بتون ریزی گریز از مرکز
[نساجی] لیف رنگ شده در مرحله ریسندگی
[نساجی] نخ خمیره رنگی - نخ رنگ شده در مرحله ریسندگی
[سینما] پشم شیشه
[عمران و معماری] شیشه رسیده
[نساجی] پرزتابدار در نخ
[نساجی] پرز تاب دار - اسلاب پرزی
[نساجی] لیف مصنوعی کروم سپون ( استات سلولز رنگ پذیر رشته ای و پولکی )
[نساجی] نخ با محور فلزی - نخ مغزی دار
...

معنی کلمه Spun به انگلیسی

spun
• woven, made by spinning
• spun is the past tense and past participle of spin.
spun glass
• fiberglass used for filtering purposes, fibers of glass, glass threads
spun gold
• thread of gold
spun out
• continued, was carried on
spun sugar
• cotton candy, sweet fluffy confection made of sugar
spun yarn
• thread that was made from spun fibers, yarn created by spinning fibers into threads

Spun را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجدی
چرخید، چرخاند
چرخیده شده، چرخانده شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی spun

کلمه : spun
املای فارسی : سپون
اشتباه تایپی : سحعد
عکس spun : در گوگل

آیا معنی Spun مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )