برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1541 100 1
شبکه مترجمین ایران

Slush

/sˈləʃ/ /slʌʃ/

معنی: دوغاب، لجن، گل وشل، گل نرم، برفاب، برف ابکی، با دوغاب پر کردن، با چلپ و چلوپ شستن
معانی دیگر: (برف یا یخ) نیمه مذاب، یخاب، از میان گل ولای یا برفاب راه رفتن یا رد شدن، گلاب، گل آبکی، لای، (به ویژه در کشتی) مواد زاید آشپزخانه (به ویژه روغن یا دنبه ی سوخته)، (مکانیک) روغن ضد زنگ، روغن روکش، روغن غلیظ، گریس، (سخن یا نگارش) به طور غلو آمیز احساساتی، سوهش نمایانه، فالوده (دارای یخ خرد کرده و شیره و آب میوه)، روغن مالی کردن، گریس مالی کردن، (بنایی) دوغاب، ملاط، با ملاط پوشاندن

بررسی کلمه Slush

اسم ( noun )
(1) تعریف: snow that is partly melted.

(2) تعریف: thin, watery mud.

(3) تعریف: excessively emotional speech or writing; drivel.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: slushes, slushing, slushed
• : تعریف: to cover or splash with slush.

واژه Slush در جمله های نمونه

1. the sun turned the snow into slush
خورشید برف‌ها را آبکی کرد.

2. There was dirty brown slush all over the roads and pavements.
[ترجمه ترگمان]کف خیابان‌ها و پیاده‌روها پر از گل و لای بود
[ترجمه گوگل]در سرتاسر جاده ها و پیاده روها قهوه ای کثیف وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A pair of wide tracks led through the slush and mud.
[ترجمه ترگمان]یک جفت ریل عریض باعث گل و لای و گل و لای می‌شد
[ترجمه گوگل]یک جفت آهنگ وسیع از طریق جوش و گلدان منجر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Her novels are full of sentimental slush.
[ترجمه ترگمان]رمان‌های او پر از گل و لای احساساتی است
[ترجمه گوگل]رمان های او پر از خستگی احساسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The snow had turned to slush.
[ترجمه ترگمان]برف به گل و لای رفته بود
[ترجمه گوگل]برف به شکوفایی تبدیل شده است
[ترجمه شما] ...

مترادف Slush

دوغاب (اسم)
whitewash , grout , slush
لجن (اسم)
ooze , mud , slub , silt , slob , mire , slough , slobber , slush , slosh , sludge , slop
گل وشل (اسم)
mire , slush
گل نرم (اسم)
slush
برفاب (اسم)
slush
برف ابکی (اسم)
slush
با دوغاب پر کردن (فعل)
slush
با چلپ و چلوپ شستن (فعل)
slush

معنی عبارات مرتبط با Slush به فارسی

(در اصل) پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانه ی کشتی به دست می آمد (و صرف امور تفریحی ملوانان می شد)

معنی Slush در دیکشنری تخصصی

slush
[عمران و معماری] برفاب
[زمین شناسی] لجن ، گل و شل ، گل نرم ، دوغاب سیمان
[کوه نوردی] 1ـ برفاب 2ـ شُلاب
[آب و خاک] برفاب
[زمین شناسی] تزریق پوششی
[عمران و معماری] یخ آب - یخ جوش
[پلیمر] قالبگیری خمیری(مایع گونه)
[زمین شناسی] پمپ گل زنی ، تلمبه گل زنی

معنی کلمه Slush به انگلیسی

slush
• watery mud; partially melted snow; overly sentimental speech or writing, drivel
• splash with partially melted snow or mud; walk through slush; make wet splashing sounds; fill with mortar
• slush is snow which has begun to melt.
slush fund
• a slush fund is a sum of money collected to finance an illegal activity, especially in politics or business.

Slush را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

لیلی موسوی
slush fund: پول ریخت و پاش، بودجه‌ی کارچاق‌کنی
nina
یخ در بهشت
عاطفه موسوی
برف و آب
گل و آب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی slush

کلمه : slush
املای فارسی : سلاش
اشتباه تایپی : سمعسا
عکس slush : در گوگل

آیا معنی Slush مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )