برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1399 100 1

Slip off

واژه Slip off در جمله های نمونه

1. You must be present. Then you'll slip off.
[ترجمه ترگمان]تو باید حضور داشته باشی - پس از اینجا میری
[ترجمه گوگل]شما باید حضور داشته باشید سپس شما را خاموش خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Your controls can slip off, or you could stall the plane.
[ترجمه ترگمان]کنترل شما می‌تواند از بین برود، یا شما می‌توانید هواپیما را معطل کنید
[ترجمه گوگل]کنترل شما می تواند لغزش کند، یا شما می توانید هواپیما را خفه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It doesn't kill them, it merely makes them slip off - a feature which can have important environmental advantages.
[ترجمه ترگمان]این کار آن‌ها را نمی‌کشد، تنها آن‌ها را از یک ویژگی جدا می‌کند که می‌تواند مزایای زیست‌محیطی مهمی داشته باشد
[ترجمه گوگل]این کار آنها را نمی کشد، بلکه باعث می شود که آنها را از بین ببرند - یک ویژگی که می تواند مزایای زیست محیطی مهمی داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She allowed him to slip off her tights and the soft lace briefs beneath.
[ترجمه ترگمان]به او ا ...

معنی کلمه Slip off به انگلیسی

slip off
• slide, glide; remove, take off

Slip off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسلامی
به آرامی جایی را ترک کردن
Nasim
درآوردن لباس
take a piece of clothing off your body, quickly and smoothly
shiva_sisi‌
جایی را ترک کردن
مهدی صدرالسادات
از دست دادن کنترل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Slip off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )