برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1402 100 1

Sicilian

/ˌsɪˈsɪliən/ /sɪˈsɪlɪən/

معنی: سیسیلی، سیسیلی، اهل جزیره سیسیل
معانی دیگر: اهل جزیره ی سیسیل

واژه Sicilian در جمله های نمونه

1. Born in Milan, the son of a Sicilian lawyer, Craxi dropped out of university to devote himself to politics.
[ترجمه ترگمان]پسر یک وکیل سیسیلی، که در میلان متولد شده بود، از دانشگاه بیرون آمد تا خود را وقف سیاست کند
[ترجمه گوگل]Craxi در میلان، پسر وکیل سیسیلی متولد شد، از دانشگاه بیرون رفت تا خود را به سیاست اختصاص دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The imbroglio brought out the Sicilian in me.
[ترجمه ترگمان]The من را با پریدن از سیسیل بیرون آورد
[ترجمه گوگل]Imbroglio از سیسیل در من آورده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Sicilian tyrants did not, however, take the personality cult as far as the successors of Alexander.
[ترجمه ترگمان]با این حال، ستمگر سیسیلی این فرقه شخصیتی را تا جایی که جانشینان الکساندر داشتند، قبول نکردند
[ترجمه گوگل]با این حال، ستیزه جویان سیسیلی، فرمان شخصیت را تا آنجا که جانشین اسکندر را نداشتند، نادیده گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In 1282 a popular uprising known as the Sicilian Vespers ended the subsequent French rule.
...

مترادف Sicilian

سیسیلی (اسم)
sicilian
سیسیلی (صفت)
sicilian
اهل جزیره سیسیل (صفت)
sicilian

معنی Sicilian در دیکشنری تخصصی

Sicilian
[زمین شناسی] سیسیلین - آشکوب اروپایی: پلیستوسن بالایی (بالای امیلین و زیر میلازین).

معنی کلمه Sicilian به انگلیسی

sicilian
• resident of sicily (island in the mediterranean sea near italy)
• pertaining to sicily (island in the mediterranean sea)
sicilian mafia
• organized crime group in sicily (italy)

Sicilian را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sicilian
کلمه : Sicilian
املای فارسی : سیکیلین
اشتباه تایپی : سهزهمهشد
عکس Sicilian : در گوگل

آیا معنی Sicilian مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )