برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

Shrinkage

/ˈʃrɪŋkɪdʒ/ /ˈʃrɪnkɪdʒ/

معنی: انقباض، چروک، چروک خوردگی، اب رفتگی
معانی دیگر: آب رفتگی، جمع شدگی، کوچک شدگی، انقبا­

بررسی کلمه Shrinkage

اسم ( noun )
(1) تعریف: an act or instance or the process of shrinking.
متضاد: growth
مشابه: contraction, shrink

(2) تعریف: the amount or extent to which something shrinks or otherwise decreases in size or quantity.
مشابه: shrink

واژه Shrinkage در جمله های نمونه

1. allow a centimeter for shrinkage
یک سانت برای آب رفتن (پارچه) منظور کنید.

2. Allow for some shrinkage in both length and width.
[ترجمه ترگمان]برای برخی از انقباض در هر دو طول و هم عرض استفاده کنید
[ترجمه گوگل]اجازه بدهید برای برخی از انقباض در هر دو طول و عرض
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Synthetic fabrics are less susceptible to shrinkage than natural ones.
[ترجمه ترگمان]پارچه‌های مصنوعی کم‌تر مستعد ابتلا به انقباض هستند تا انقباض طبیعی
[ترجمه گوگل]پارچه های مصنوعی کمتر از انقباض طبیعی نسبت به مواد طبیعی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Pollution led to a shrinkage of grasslands.
[ترجمه ترگمان]آلودگی باعث کاهش علفزارها شد
[ترجمه گوگل]آلودگی منجر به انقباض علفزارها شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There has been some shrinkage in our export trade.
[ترجمه ترگمان]در تجارت صادرات ما کمی انقباض وجود داشته‌است
[ترجمه گوگل] ...

مترادف Shrinkage

انقباض (اسم)
contraction , pluck , traction , constriction , shrinkage , retraction , torsion
چروک (اسم)
wrinkle , pucker , shrinkage , plica
چروک خوردگی (اسم)
rugosity , shrinkage
اب رفتگی (اسم)
shrinkage

معنی Shrinkage در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] آبرفتگی
[شیمی] انقباض
[سینما] چروک خوردگی - چروکیدگی - آبرفتگی
[عمران و معماری] انقباض - جمع شدگی - افت - جمع شدن - تقلیل حجم - تکیدگی - همکشیدگی - چروک - افت حجمی
[صنایع غذایی] انقباض ، چروک خودگی ، آب رفتگی
[زمین شناسی] انقباض ، جمع شدگی ، چروک -افت حجمی
[نساجی] جمع شدگی - انقباض - کاهش - آب رفتگی
[ریاضیات] کوچک سازی، کشیدگی انقباضی، انقباض، آبرفتگی
[پلیمر] جمع شدگی، شوررفتگی، انقباض، جمع شوندگی
[آب و خاک] انقباض
[عمران و معماری] سنگدانه جمع شونده
[نساجی] حد مجاز آب رفتگی - حد مجاز جمع شدگی - حد مجاز انقباض
[ریاضیات] ضریب انقباض، انقباض مجاز
[نساجی] آب رفتگی در جوش - جمع شدگی در جوش
[خاک شناسی] ویژگی انقباض
[عمران و معماری] ضریب جمع شدگی
[خاک شناسی] ضریب انقباض
[عمران و معماری] بتن جبران کننده آبرفتگی
[عمران و معماری] سیمان بدون جمع شدگی
[عمران و معماری] ترک انقباضی - ترک جمع شدگی
...

معنی کلمه Shrinkage به انگلیسی

shrinkage
• contraction, process of becoming smaller, process of shrinking; amount by which something becomes smaller; decrease in value, depreciation
• shrinkage is a decrease in the size or amount of something.

Shrinkage را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فارسی را پاس بداریم.
از زیر کار در رفتن
احمد محمودی
پدیده ای ترمودینامیکی است که در محصولات قالبگیری تزریقی دیده میشود.
جمع شوندگی-درهم فرورفتگی-کاهش حجم
حاجی
آب رفتگی، جمع شدگی، کوچک شدگی، انقباض
نادیا
become small in size

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی shrinkage

کلمه : shrinkage
املای فارسی : شرینکگ
اشتباه تایپی : ساقهدنشلث
عکس shrinkage : در گوگل

آیا معنی Shrinkage مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )