برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1537 100 1
شبکه مترجمین ایران

Shower

/ˈʃaʊər/ /ˈʃaʊə/

معنی: رگبار، بارندگی، دوش، درشت باران، دوش گرفتن، باریدن
معانی دیگر: نمایش دهنده، سرپرست نمایشگاه، پیل باران، (مجازی) مقدار فراوان، (امریکا) مهمانی زنانه برای عروس (که طی آن به عروس هدیه می دهند)، حمام گرفتن، (تند) باریدن، پاشیدن، (مجازی) نثار کردن، (زیاد) ارزانی داشتن، - باران کردن، فتالیدن

بررسی کلمه Shower

اسم ( noun )
(1) تعریف: a brief fall of rain.
مشابه: sprinkle

- The shower lasted only a few minutes.
[ترجمه ترگمان] حمام فقط چند دقیقه طول کشید
[ترجمه گوگل] دوش تنها چند دقیقه طول کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a downpour of many like objects, such as stones, leaves, or sparks.
مشابه: rain

- We walked through a shower of leaves as the wind suddenly gusted.
[ترجمه ترگمان] وقتی باد ناگهان در هوا پیچید، از میان توده‌ای از برگ‌ها عبور کردیم
[ترجمه گوگل] ما به طور ناگهانی باد را از طریق دوش برگها راه می رفتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: an abundant supply or flow.

- They were blessed with a shower of good fortune.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها از بخت بد و اقبال فراوان برخوردار بودند
[ترجمه گوگل] آنها با دوشۀ خوشبختی خوشبخت بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه Shower در جمله های نمونه

1. shower rose leaves on imbibers
بر سر میخواره برگ گل بفتالید

2. a shower of compliments
سیلی از تعریف

3. rain shower
باران تند

4. snow shower
برف شدید،بوران

5. a bridal shower
مهمانی به افتخار عروس

6. a cold shower
یک دوش سرد

7. i took a shower and it braced me up a bit
دوش گرفتم و تا اندازه‌ای حالم جا آمد.

8. the enemy was greeted with a shower of bullets
دشمن با رگباری از گلوله مورد استقبال قرار گرفت.

9. he follows up his exercise with a cold shower
او ورزش خود را با یک دوش سرد تکمیل می‌کند.

10. his doctors sweated him and then gave him a cold shower
دکترهایش او را به‌عرق ریزی انداختند و سپس به او دوش آب سرد دادند.

11. She usually sings in the shower.
[ترجمه ترگمان]او معمولا در حمام می‌خواند
[ترجمه گوگل]او معمولا در حمام آواز میخواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف Shower

رگبار (اسم)
volley , cloudburst , shower , meteoric shower , meteor shower , spate
بارندگی (اسم)
shower , rainfall , rain
دوش (اسم)
shoulder , shower , shower bath
درشت باران (اسم)
shower
دوش گرفتن (فعل)
shower , douche
باریدن (فعل)
pour , shower , rain

معنی عبارات مرتبط با Shower به فارسی

حمام دوش، دوش
(فیزیک) رگبار الکترون ها (و غیره که در نتیجه ی تصادم اشعه ی اولیه ی کیهانی با هسته های اتمی موجود در جو ایجاد می شود)
(نجوم) رگبار شهابی، شخان باران، shower meteoric سقوط پیاپی شهابهای ثاقب، رگبار، تیر شهاب
shower meteor سقوط پیاپی شهابهای ثاقب، رگبار، تیر شهاب

معنی Shower در دیکشنری تخصصی

shower
[عمران و معماری] دوش - رگبار - فشند
[آب و خاک] رگبار، باریدن بصورت رگباری
[عمران و معماری] سردوش
[نساجی] دافع موقت آب
[نساجی] ضد باران
[عمران و معماری] کف دوش
[عمران و معماری] پاشور حمام
[آب و خاک] رگبار توده هوا
[زمین شناسی] ریزش خاکستر نزول خاکسترهای آتشفشانی از یک ابر فورانی توسط ته نشست هوا. مقایسه شود با: pumice fall ؛ مترادف: ash shower.
[آب و خاک] رگبار انبه، بارانهای شدید انبه
[آب و خاک] رگبار کنوکسیونی شدید
[آب و خاک] بارانهای فصل انبه
[زمین شناسی] رگبار شهابی شخانه های فراوانی که با یک جهت و سرعت تقریباً یکسان حرکت می کنند. گمان می رود آنها بقایای ستاره های دنباله دار باشند.
[آب و خاک] رگبار باران
...

معنی کلمه Shower به انگلیسی

shower
• device that produces a spray of water droplets (for bathing); act of bathing under a spray of water droplets; brief rainfall; party at which guests give gifts to a woman who is about to be married or give birth
• wash oneself, bathe; pour down, spray down, sprinkle (i.e. rain); give abundantly, lavish, provide a large amount of something
• a shower is a device which sprays you with water so that you can wash yourself.
• if you have a shower, you wash yourself by standing under a shower.
• a shower is also a short period of rain.
• you can refer to a lot of small objects that are falling as a shower.
• if you are showered with a lot of small objects, they are scattered onto you from above.
• if you shower someone with presents or kisses, you give them a lot of them.
shower bath
• device that releases water into a bath for cleansing purposes
shower of invitations
• large number of invitations at the same time
shower of stones
• falling of stones, many stones falling at once
shower room
• bathroom, wash room
shower stones on
• throw stones at, cast rocks at
shower with compliments
• praise a lot, say many nice things about
cold shower
• shower taken with cold water
• chilly and unenthusiastic reception; surprisingly cold reaction
golden shower
• tree that bears bunches of large yellow flowers (native to india); sexual activity involving urination on a person for sexual pleasure
leonid meteor shower
• (astronomy) yearly meteor shower that occurs during the month of novembe ...

Shower را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ayda
حمام کردن
مهناز
غرق در
امیرحسین
دوش گرفتن
...
دوش گرفتن و حمام کردن
reza
دوش کرفتن و بارش بهاره
رها
شستشو
ن م
Baby shower مهمانی زنانه که قبل از تولد نوزاد برگزار شده و وسایل سیسمونی را به مادر هدیه میدن
Bridal shower مهمانی قبل عروسی که به عروس و داماد جهیزیه و وسایل زندگی هدیه میدن
mm
بارندگی بسیار زیاد
سما
باران شدید کوتاه مدت
A short period of rain
sani
اهدا کردن - نثار - تقدیم
Sara.m
دوش حمام، حمام کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی shower

کلمه : shower
املای فارسی : شعور
اشتباه تایپی : ساخصثق
عکس shower : در گوگل

آیا معنی Shower مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )