برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1361 100 1

Shank

/ˈʃæŋk/ /ʃæŋk/

معنی: میله، ساق پا، درشت نی، ساقه، قصبه کبری
معانی دیگر: پا (از زانو تا مچ پا)، تمام پا، (گوشت گاو و گوسفند) سردست، (برخی ابزار) دسته (رجوع شود به: shaft)، دسته ی چپق یا پیپ، دسته ی لنگر (از ابتدا تا محل انشعاب قلاب ها)، بخش باریک و میانی تخت کفش، (گیاه شناسی) رجوع شود به: footstalk، (بازی گلف) با پاشنه ی چوگان گوی را زدن، ساق جوراب، میله بدنه ستون وغیره

بررسی کلمه Shank

اسم ( noun )
(1) تعریف: a human leg, or the section of one between the ankle and knee.

(2) تعریف: a section of an animal's leg, esp. when cut by a butcher.
مشابه: joint

(3) تعریف: the straight, narrow part of something such as a nail, anchor, fishhook, or tool; shaft; stem.
مشابه: stem

واژه Shank در جمله های نمونه

1. shank of the evening
1- (در اصل) عصر 2- سر شب

2. He felt a bullet hit his shank.
[ترجمه علی مومنی] او احساس برخورد یک گلوله به شکمش را کرد.
|
[ترجمه Arya] احساس کرد گلوله به ساق پایش اصابت کرد.
|
[ترجمه ترگمان] اون احساس کرد که یه گلوله به شکمش برخورد کرد
[ترجمه گوگل]او احساس کرد که یک گلوله به او ضربه زده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Stars Restaurant offers braised lamb shank with black truffles for $ 24 and shirts for $
[ترجمه ترگمان]رستوران ستاره‌ها braised lamb با truffles های سیاه به قیمت ۲۴ دلار و پیراهن برای هر دلار ارائه می‌دهد
[ترجمه گوگل]رستوران ستاره پیشنهاد می کند که بره های بره موم با تروف های سیاه و سفید برای 24 دلار و پیراهن ها برای دلار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Shank

میله (اسم)
style , bar , beam , shaft , stalk , stem , probe , arbor , axis , axle , pivot , rod , spit , pintle , pillar , shank , scape , fust , tige , virgule
ساق پا (اسم)
leg , crus , shin , shank
درشت نی (اسم)
crus , shank , tibia
ساقه (اسم)
stalk , stem , shank , pedicle , footstalk , peduncle , halm , haulm , rachis
قصبه کبری (اسم)
shank , tibia

معنی عبارات مرتبط با Shank به فارسی

1- (در اصل) عصر 2- سر شب

معنی Shank در دیکشنری تخصصی

shank
[عمران و معماری] دندانه - ساقه - ساق
[زمین شناسی] رابط - از دیدگاه دیرین شناسی؛ الف) اتصال میان دم باله و استوک لنگر یک هولوتورین. - ب) بخشی که چشم و نیزه قلاب یک هولوتورین را بهم متصل می کند.
[نساجی] سوراخ مخروطی
[معدن] تهمته (چالزنی)
[آب و خاک] ساقه اتصال، رابط ساحل
[عمران و معماری] تنه پیچ
[نساجی] پشم پا و دست گوسفند
[ریاضیات] ساقه ی مخروطی، تنه ی مخروطی

معنی کلمه Shank به انگلیسی

shank
• human leg; part of the leg between the knee and the foot; section of meat cut from the leg of certain animals; long narrow part of something (such as a nail, pin, etc.)
shank of the evening
• major news at the end of an evening
shank of the journey
• last major leg of a journey

Shank را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الناز فروتن
ضربه
سانحه
علی اکبر منصوری
خودمانی) نوعی دشنه یا تیزی!
(معمولا این اصطلاح عامیانه در زندان ها بکار می رود) و shank به سلاح دست سازی گفته میشود که از دسته قاشق، چنگال یا حتی دسته مسواک درست میشود بدین صورت که انتهای آن را بسیار تیز و برنده درست میکنند تا آنرا در بدن قربانی فرو کنند!
در این جور موارد به فرد قربانی got shanked گفته میشود کسی که بوسیله دشنه مورد حمله قرار گرفته!
(فرق shank با Shiv اینست که shiv دشنه ای است که به یک دسته متصل میشود مثلا یک تیغ یا چاقویی که خودش تیز و برنده است و محکم به یک دسته متصل میشود ولی shank در واقع یک دسته یا میله ای است که انتهای آن تیز و برنده ميشود!)

فعل عامیانه اي) shank, shanks, shanking , shanked
1- دشنه فرو کردن، سوراخ کردن، به بدن کسی چیزی فرو کردن!
2- شلوار از پای کسی درآوردن (بخصوص برای شوخی کردن، تفریح کردن یا برای سورپریز کردن کسي)
3- پیاده به مسافرت رفتن!
تمامی موارد فوق کاربرد عامیانه دارند و بصورت رسمی استفاده نمی شوند.
4- (بازی گلف) با پاشنه چوگان، توپ را زدن.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی shank
کلمه : shank
املای فارسی : شنک
اشتباه تایپی : ساشدن
عکس shank : در گوگل

آیا معنی Shank مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )