🔸 معادل فارسی:
• ( خصمانه ) جلو کسی را گرفتن و به او حمله ور شدن
• ( عمومی ) به طور ناگهانی و غیرمنتظره با کسی یا چیزی روبرو شدن
• به کسی طعنه زدن، به کسی حمله کلامی کردن
🔸 مثال ها:
( خصمانه - درگیری ) “If he keeps talking trash, I'm gonna run up on him after school. ”
... [مشاهده متن کامل]
اگه باز هم چرت و پرت بگه، بعد از مدرسه می رم جلوش سبز میشم ( می زنمش تو همون حوالی ) .
( خصمانه - غافلگیری ) “The cops ran up on the stash house without any warning. ”
پلیس ها بدون هیچ اخطاری ناگهان ریختند تو خونه ی موادفروش ها ( به اونا حمله بردند ) .
( اکتشافی - برخورد تصادفی ) “While cruising down a back road, we ran up on a beautiful, hidden waterfall. ”
در حال کروز در یک جاده فرعی، ناگهان چشممان به یک آبشار پنهان و خیره کننده افتاد.
( مجازی - حمله کلامی ) “He ran up on me at the meeting with a bunch of accusations. ”
سر جلسه با یک عالمه اتهام و یهویی جلوی من سبز شد .
• ( خصمانه ) جلو کسی را گرفتن و به او حمله ور شدن
• ( عمومی ) به طور ناگهانی و غیرمنتظره با کسی یا چیزی روبرو شدن
• به کسی طعنه زدن، به کسی حمله کلامی کردن
🔸 مثال ها:
( خصمانه - درگیری ) “If he keeps talking trash, I'm gonna run up on him after school. ”
... [مشاهده متن کامل]
اگه باز هم چرت و پرت بگه، بعد از مدرسه می رم جلوش سبز میشم ( می زنمش تو همون حوالی ) .
( خصمانه - غافلگیری ) “The cops ran up on the stash house without any warning. ”
پلیس ها بدون هیچ اخطاری ناگهان ریختند تو خونه ی موادفروش ها ( به اونا حمله بردند ) .
( اکتشافی - برخورد تصادفی ) “While cruising down a back road, we ran up on a beautiful, hidden waterfall. ”
در حال کروز در یک جاده فرعی، ناگهان چشممان به یک آبشار پنهان و خیره کننده افتاد.
( مجازی - حمله کلامی ) “He ran up on me at the meeting with a bunch of accusations. ”
سر جلسه با یک عالمه اتهام و یهویی جلوی من سبز شد .