🔸 معادل فارسی
شوخیِ تکراری؛ شوخیِ همیشگی؛ موضوعی که مدام دستمایه شوخی قرار می گیرد.
🔸 مثال ها
His terrible sense of direction has become a running joke among his friends.
جهت یابی افتضاح او به شوخی همیشگی دوستانش تبدیل شده است.
... [مشاهده متن کامل]
The president's repeated mispronunciations became a running joke on social media.
اشتباهات مکرر رئیس جمهور در تلفظ کلمات، به شوخی تکراری در شبکه های اجتماعی تبدیل شد.
Every family gathering brings up the running joke about my uncle's disastrous cooking.
در هر دورهمی خانوادگی، دوباره شوخی همیشگی درباره آشپزی فاجعه بار عمویم مطرح می شود.
شوخیِ تکراری؛ شوخیِ همیشگی؛ موضوعی که مدام دستمایه شوخی قرار می گیرد.
🔸 مثال ها
جهت یابی افتضاح او به شوخی همیشگی دوستانش تبدیل شده است.
... [مشاهده متن کامل]
اشتباهات مکرر رئیس جمهور در تلفظ کلمات، به شوخی تکراری در شبکه های اجتماعی تبدیل شد.
در هر دورهمی خانوادگی، دوباره شوخی همیشگی درباره آشپزی فاجعه بار عمویم مطرح می شود.