🔸 معادل فارسی:
• ( از شدت کار ) از پا درآمدن، جان به لب رسیدن
• خیلی سخت کار کردن، مثل اسب کار کردن
• با سرعت تمام دویدن، نفس بریده دویدن
🔸 مثال ها:
( کار ) We ran our asses off to meet the deadline, but it was worth it.
... [مشاهده متن کامل]
برای رسیدن به ضرب الاجل از پا درآمدیم، اما ارزشش را داشت.
( دویدن ) The coach made us run our asses off during practice.
مربی ما را در تمرین از نفس انداخت ( تا سرحد مرگ دواند ) .
( محاوره ) Don't run your ass off for nothing – take a break.
بیهوده خودت را از پا در نیاور – یک کم استراحت کن.
• ( از شدت کار ) از پا درآمدن، جان به لب رسیدن
• خیلی سخت کار کردن، مثل اسب کار کردن
• با سرعت تمام دویدن، نفس بریده دویدن
🔸 مثال ها:
( کار ) We ran our asses off to meet the deadline, but it was worth it.
... [مشاهده متن کامل]
برای رسیدن به ضرب الاجل از پا درآمدیم، اما ارزشش را داشت.
( دویدن ) The coach made us run our asses off during practice.
مربی ما را در تمرین از نفس انداخت ( تا سرحد مرگ دواند ) .
( محاوره ) Don't run your ass off for nothing – take a break.
بیهوده خودت را از پا در نیاور – یک کم استراحت کن.