🔸 معادل فارسی:
• با حداقل انرژی یا منابع کار کردن
• بدون استراحت یا تغذیه ی کافی ادامه دادن
• ( در کاربرد مجازی ) با وجود خستگی یا کمبود، به کار ادامه دادن
🔸 مثال ها:
After working 12 hours straight, I'm running on an empty tank.
... [مشاهده متن کامل]
بعد از ۱۲ ساعت کار پشت سر هم، با آخرین توانم کار می کنم ( تقریباً تمام شده ام ) .
The team has been running on an empty tank for weeks due to tight deadlines.
تیم به دلیل ضرب الاجل های فشرده، هفته هاست که با حداقل انرژی کار می کند.
She’s been running on an empty tank since the baby was born.
او از زمانی که بچه به دنیا آمده، با کمبود شدید خواب و انرژی کار می کند.
You can't run on an empty tank forever; you need to rest and recharge.
نمی توانی برای همیشه با حداقل انرژی کار کنی؛ باید استراحت کنی و دوباره نیرو بگیری.
• با حداقل انرژی یا منابع کار کردن
• بدون استراحت یا تغذیه ی کافی ادامه دادن
• ( در کاربرد مجازی ) با وجود خستگی یا کمبود، به کار ادامه دادن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
بعد از ۱۲ ساعت کار پشت سر هم، با آخرین توانم کار می کنم ( تقریباً تمام شده ام ) .
تیم به دلیل ضرب الاجل های فشرده، هفته هاست که با حداقل انرژی کار می کند.
او از زمانی که بچه به دنیا آمده، با کمبود شدید خواب و انرژی کار می کند.
نمی توانی برای همیشه با حداقل انرژی کار کنی؛ باید استراحت کنی و دوباره نیرو بگیری.