run near

پیشنهاد کاربران

1 - دویدن در نزدیکی جایی. 2 - دویدن تا رسیدن.
He decided to run near the river
او تصمیم گرفت در نزدیکی رودخانه بدود.
The runner tried to run near the finish line as fast as possible
دونده سعی کرد با تمام سرعت تا نزدیک خط پایان بدود