run for a sheet

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( اداری/پلیسی ) بررسی کردن سوابق، استعلام گرفتن از پرونده
• ( محاوره ) سوابق کسی را چک کردن
• ( عامیانه ) رکورد جنایی کسی را گرفتن
🔸 مثال ها:
• We need to run for a sheet on the new suspect before the interrogation.
...
[مشاهده متن کامل]

قبل از بازجویی باید سوابق مظنون جدید را بررسی کنیم.
• The officer pulled him over and decided to run for a sheet to see if he had warrants.
افسر او را نگه داشت و تصمیم گرفت استعلام بگیرد تا ببیند حکم جلب دارد یا نه.