🔸 معادل فارسی:
دوطرفه بودن؛ متقابل بودن؛ در هر دو جهت عمل کردن؛ شامل هر دو طرف شدن
🔸 مثال ها:
• The criticism runs both ways — you can't apply it only to them.
این انتقاد دوطرفه است — نمی توانی فقط علیه آن ها به کارش ببری.
... [مشاهده متن کامل]
• Trust runs both ways in any relationship.
اعتماد در هر رابطه ای دوطرفه است.
• The rule runs both ways, so it applies to you too.
این قاعده دوطرفه است، پس درباره ی خودت هم صدق می کند.
دوطرفه بودن؛ متقابل بودن؛ در هر دو جهت عمل کردن؛ شامل هر دو طرف شدن
🔸 مثال ها:
این انتقاد دوطرفه است — نمی توانی فقط علیه آن ها به کارش ببری.
... [مشاهده متن کامل]
اعتماد در هر رابطه ای دوطرفه است.
این قاعده دوطرفه است، پس درباره ی خودت هم صدق می کند.