🔸 تعریف ها:
1. ( اصطلاحی – اصلی/منفی ) : این عبارت تقریباً همیشه در جملات منفی استفاده می شود: "He couldn't run a whelk stall" ( او حتی نمی تواند یک دکه صدف فروشی را اداره کند ) . منظور این است که فرد آنقدر بی کفایت و نالایق است که از پس ساده ترین کارها هم برنمی آید و شایستگی مدیریت هیچ چیز را ندارد .
... [مشاهده متن کامل]
مثال: The Government couldn't run a whelk stall, let alone the country.
دولت حتی نمی تواند یک دکه صدف فروشی را اداره کند، چه برسد به کشور .
2. ( توصیف بی کفایتی ) : یک راه مؤدبانه تر و قدیمی تر برای گفتن این که کسی در یک موقعیت فراتر از توانایی هایش قرار گرفته و کاملاً ناموفق است .
The opposition claims that the current administration couldn't run a whelk stall.
اپوزیسیون ادعا می کند که دولت فعلی توانایی اداره یک دکه صدف فروشی را هم ندارد.
1. ( اصطلاحی – اصلی/منفی ) : این عبارت تقریباً همیشه در جملات منفی استفاده می شود: "He couldn't run a whelk stall" ( او حتی نمی تواند یک دکه صدف فروشی را اداره کند ) . منظور این است که فرد آنقدر بی کفایت و نالایق است که از پس ساده ترین کارها هم برنمی آید و شایستگی مدیریت هیچ چیز را ندارد .
... [مشاهده متن کامل]
مثال: The Government couldn't run a whelk stall, let alone the country.
دولت حتی نمی تواند یک دکه صدف فروشی را اداره کند، چه برسد به کشور .
2. ( توصیف بی کفایتی ) : یک راه مؤدبانه تر و قدیمی تر برای گفتن این که کسی در یک موقعیت فراتر از توانایی هایش قرار گرفته و کاملاً ناموفق است .
اپوزیسیون ادعا می کند که دولت فعلی توانایی اداره یک دکه صدف فروشی را هم ندارد.