rumble on

پیشنهاد کاربران

مثال ها
The dispute has rumbled on for years.
این اختلاف سالهاست که ادامه دارد و حل نشده باقی مانده است.
The legal battle rumbled on for months.
نبرد حقوقی ماه ها کش پیدا کرد و ادامه یافت.
...
[مشاهده متن کامل]

The controversy continues to rumble on.
این جنجال همچنان ادامه دارد و فروکش نکرده است.
نکته:
rumble on از continue کمی بار معنایی بیشتری دارد. یعنی فقط ادامه داشتن نیست؛ معمولا این حس را میرساند که موضوع طولانی شده، حل نشده و دارد همین طور کش پیدا میکند.
تفاوت نزدیک:
continue = ادامه داشتن — خنثی
go on = ادامه داشتن — محاوره ای و خنثی
drag on = کش پیدا کردن — معمولا با حس منفی و خسته کننده
rumble on = همچنان ادامه داشتن / کش پیدا کردن، معمولا درباره یک بحران، اختلاف یا مناقشه که بی وقفه و بدون حل شدن ادامه دارد.

( گفتگو، مشاجره و غیره ) ادامه داشتن، کش آمدن، دنباله پیداکردن، به درازا کشیدن )
معادل کُردی:
�به یتی میشووله ی� - بَیتی مِشولَی -
معنای تحت اللفظیش میشه:
�حکایت مگس کوچولو�
از پیشینه ی درست شدن این اصطلاح آگاه نیستم ولی در زبان عامیانه ی مردم کُرد به چیزی که بیش از اندازه، بی دلیل و بدون نتیجه ادامه پیدا کنه این اصطلاح اطلاق میشه.
“Rumble on” is a phrasal verb that means to continue for a long period of time. When something rumbles on, it persists or drags on without being resolved.
"Rumble on" یک فعل عبارتی است به معنای ادامه دادن چیزی برای مدت طولانی. وقتی چیزی rumbles on می کند، آن موضوع بدون اینکه حل شود ادامه پیدا می کند یا ادامه می یابد، کش پیدا کردن یک موضوع، کش دادن یک چیزی برای مدتی طولانی
...
[مشاهده متن کامل]

The debate rumbled on through newspaper articles, with no clear consensus reached.
Despite efforts to find a solution, the disagreement between the two parties rumbled on for months.
The strike rumbled on, causing disruptions to public transportation and affecting commuters.
The political scandal rumbled on, dominating headlines and creating uncertainty in the government.
The legal battle rumbled on, draining resources and prolonging the case.

منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/rumble-on