rubber meets the road

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل های فارسی:
• لحظه آزمون عملی
• جایگاه اجرا و عمل
• هنگام رو در رو شدن با واقعیت
• در زبان محاوره ای: موقع عمل که می رسه، وقتی کار از حرف می گذره، اونجا که باید خودت رو نشون بدی
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

• The team looked great in practice, but the rubber meets the road in the actual game.
تیم در تمرین عالی به نظر می رسید، اما آزمون اصلی در بازی واقعی است .
• We've discussed the plan for months; now it's time for the rubber to meet the road.
ماه ها درباره طرح بحث کرده ایم؛ حالا وقت عمل است.
• Politicians can promise anything, but the rubber meets the road when they have to deliver.
سیاستمداران می توانند هر چیزی را وعده دهند، اما لحظه آزمون وقتی است که باید عمل کنند .
• Now that we're done with the proposal, this is where the rubber meets the road.
حالا که پیشنهاد را تمام کردیم، اینجا همان لحظه آزمون عملی است .