🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Review و Brush up on:
Review ( مرور کردن ) عمومی ترین و خنثی ترین گزینه برای دوباره نگاه کردن به مطالب است.
Brush up on ( تقویت کردن / مرور کردن ) دقیقاً به همان معناست و رایج ترین معادل برای rub up on است.
... [مشاهده متن کامل]
Rub up on اما غیررسمی ترین و قدیمی ترین گزینه است که به مرور سریع و تقویت یک مهارت یا دانش ( معمولاً قبل از یک رویداد خاص ) اشاره دارد و در انگلیسی بریتانیایی بیشتر از آمریکایی رایج است.
تفاوت این عبارت با Review و Brush up on:
Review ( مرور کردن ) عمومی ترین و خنثی ترین گزینه برای دوباره نگاه کردن به مطالب است.
Brush up on ( تقویت کردن / مرور کردن ) دقیقاً به همان معناست و رایج ترین معادل برای rub up on است.
... [مشاهده متن کامل]
Rub up on اما غیررسمی ترین و قدیمی ترین گزینه است که به مرور سریع و تقویت یک مهارت یا دانش ( معمولاً قبل از یک رویداد خاص ) اشاره دارد و در انگلیسی بریتانیایی بیشتر از آمریکایی رایج است.
🔸 معادل فارسی:
• مرور کردن / دوباره خواندن ( برای یادآوری )
• ( در کاربرد آموزشی ) مهارت یا دانشی را که کمی فراموش کرده اید، دوباره تقویت کردن
• ( در کاربرد روزمره ) سریع چیزی را مرور کردن ( قبل از امتحان یا ارائه )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
I need to rub up on my French before the trip.
قبل از سفر، باید فرانسوی ام را مرور کنم ( تقویت کنم ) .
She spent the evening rubbing up on her presentation skills.
او عصر را صرف مرور و تقویت مهارت های ارائه اش کرد.
He rubbed up on the basics of coding before the interview.
او قبل از مصاحبه، مبانی برنامه نویسی را مرور کرد.
• مرور کردن / دوباره خواندن ( برای یادآوری )
• ( در کاربرد آموزشی ) مهارت یا دانشی را که کمی فراموش کرده اید، دوباره تقویت کردن
• ( در کاربرد روزمره ) سریع چیزی را مرور کردن ( قبل از امتحان یا ارائه )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
قبل از سفر، باید فرانسوی ام را مرور کنم ( تقویت کنم ) .
او عصر را صرف مرور و تقویت مهارت های ارائه اش کرد.
او قبل از مصاحبه، مبانی برنامه نویسی را مرور کرد.
مالیدن / ساییده شدن ( فیزیکی ) یا مرور کردن ( برای یادآوریِ اطلاعات )
مثال:
. The dog rubbed up against me ( ساییده شدن )
. I need to rub up on my grammar ( مرور کردن )
مثال:
. The dog rubbed up against me ( ساییده شدن )
. I need to rub up on my grammar ( مرور کردن )
مرور کردن
تازه کردن اطلاعات
مالیدن
مالیدن به کسی جهت تحریک
تازه کردن اطلاعات
مالیدن
مالیدن به کسی جهت تحریک