🔸 معادل فارسی:
• ساییده شدن به / مالیده شدن به
• ( در کاربرد مجازی ) نزدیک شدن به / در تماس نزدیک بودن با ( به ویژه در موقعیت های اجتماعی یا سیاسی )
• ( در کاربرد مجازی ) مواجه شدن با ( چیزی یا کسی، به ویژه به طور تصادفی )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
The cat rubbed up against my leg.
گربه به پای من مالیده شد.
In the crowded room, I accidentally rubbed up against her shoulder.
در اتاق شلوغ، تصادفاً به شانه اش ساییده شدم.
In his career, he often had to rub up against powerful and influential people.
در حرفه اش، اغلب مجبور بود با افراد قدرتمند و با نفوذ در تماس نزدیک باشد.
Living in a big city means you rub up against all kinds of cultures.
زندگی در یک شهر بزرگ یعنی با انواع فرهنگ ها در تماس و مواجهه هستی.
• ساییده شدن به / مالیده شدن به
• ( در کاربرد مجازی ) نزدیک شدن به / در تماس نزدیک بودن با ( به ویژه در موقعیت های اجتماعی یا سیاسی )
• ( در کاربرد مجازی ) مواجه شدن با ( چیزی یا کسی، به ویژه به طور تصادفی )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
گربه به پای من مالیده شد.
در اتاق شلوغ، تصادفاً به شانه اش ساییده شدم.
در حرفه اش، اغلب مجبور بود با افراد قدرتمند و با نفوذ در تماس نزدیک باشد.
زندگی در یک شهر بزرگ یعنی با انواع فرهنگ ها در تماس و مواجهه هستی.
با کسی وارد درگیری/رقابت شدن
لمس کردن یا مالیدن کسی به صورت شهوانی و سکسی، رد کردن، نقض کردن، مخالف کردن