rub sleep from one's eyes

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• ( فیزیکی ) "He sat up in bed and rubbed the sleep from his eyes. "
→ بلافاصله بعد از بیدار شدن، با دست چشم هایش را مالید تا خوابِ سنگین را از سر باز کند.
• ( مجازی ) "The government finally rubbed the sleep from its eyes and realized the crisis was real. "
...
[مشاهده متن کامل]

→ دولت بالاخره از خوابِ غفلت بیدار شد و فهمید که بحران واقعی است.
• ( توصیفی ) "She rubbed the sleep from her eyes and stumbled toward the kitchen to make coffee. "
→ با مالیدن چشم هایش و حالتِ خواب آلود، به سمتِ آشپزخانه رفت تا قهوه اش را درست کند.

مالیدن چشمها برای پریدن خواب