🔸 نکته:
این اصطلاح معمولاً با یک فعل همراه می شود، مانند Have a roving eye یا With a roving eye. اغلب در متون ادبی و محاوره برای توصیف شخصیت های بی وفا یا شهوت زده استفاده می شود. تفاوت آن با Wandering Eye در این است که هر دو معنی مشابهی دارند و تقریباً به جای یکدیگر به کار می روند، اما Roving Eye بار تاریخی و ادبی بیشتری دارد. این اصطلاح در نقدهای اجتماعی، تحلیل روابط، و داستان ها برای اشاره به خیانت یا عدم پایبندی عاطفی به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
این اصطلاح معمولاً با یک فعل همراه می شود، مانند Have a roving eye یا With a roving eye. اغلب در متون ادبی و محاوره برای توصیف شخصیت های بی وفا یا شهوت زده استفاده می شود. تفاوت آن با Wandering Eye در این است که هر دو معنی مشابهی دارند و تقریباً به جای یکدیگر به کار می روند، اما Roving Eye بار تاریخی و ادبی بیشتری دارد. این اصطلاح در نقدهای اجتماعی، تحلیل روابط، و داستان ها برای اشاره به خیانت یا عدم پایبندی عاطفی به کار می رود.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 معادل فارسی:
• چشم چران / نگاه سرگردان و کنجکاو
• تمایل به نگاه به دیگران ( به ویژه از نظر جنسی )
• فردی که به همسر یا شریک عاطفی خود وفادار نیست
🔸 مثال ها:
• "She left him because he had a roving eye and couldn't stop flirting with other women. "
... [مشاهده متن کامل]
او به خاطر اینکه چشم چران بود و نمی توانست با زنان دیگر معاشقه نکند، او را ترک کرد.
• "His roving eye caused a lot of problems in their marriage. "
چشم چرانی او مشکلات زیادی در ازدواجشان ایجاد کرد.
• "The manager had a roving eye for young interns, which created a toxic work environment. "
مدیر چشم چرانی به کارآموزان جوان داشت که محیط کار را سمی کرده بود.
• چشم چران / نگاه سرگردان و کنجکاو
• تمایل به نگاه به دیگران ( به ویژه از نظر جنسی )
• فردی که به همسر یا شریک عاطفی خود وفادار نیست
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او به خاطر اینکه چشم چران بود و نمی توانست با زنان دیگر معاشقه نکند، او را ترک کرد.
چشم چرانی او مشکلات زیادی در ازدواجشان ایجاد کرد.
مدیر چشم چرانی به کارآموزان جوان داشت که محیط کار را سمی کرده بود.
چشم چرانی
هیزی
به عنوان مثال:
چشمان هیز