rousable

پیشنهاد کاربران

رائو - زَ - بِل
🔸 معادل فارسی:
• قابل بیدار کردن / قابل هوشیار کردن
• تحریک پذیر ( در زمینه بیداری از خواب یا بیهوشی )
• ( در پزشکی ) واکنش دهنده به محرک
🔸 مثال ها:
• "The patient was heavily sedated but still rousable. "
...
[مشاهده متن کامل]

بیمار به شدت آرام بخش دریافت کرده بود، اما همچنان قابل بیدار کردن بود.
• "In the sedation scale, a score of 1 means the patient is rousable to verbal command. "
در مقیاس آرام بخشی، امتیاز ۱ به این معناست که بیمار با دستور کلامی قابل بیدار کردن است .