roughly speaking


قطع نظراز جزئیات، تقریبا، بدون رعایت دقت

تخصصی

[ریاضیات] صرف نظر از جزئیات، تقریبا

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
• این عبارت معمولاً در ابتدای جمله یا به عنوان یک عبارت مستقل استفاده می شود.
• هم معنی های آن عبارتند از:
• "Approximately" ( تقریباً )
• "Around" ( حدود )
• "More or less" ( کم و بیش )
🔸 معادل فارسی:
• به طور تقریبی / حدوداً
• اگر بخواهیم ساده اش کنیم / در یک کلام
• به صورت کلی و بدون جزئیات دقیق
🔸 مثال ها:
• "Roughly speaking, the project will cost about two million dollars. "
...
[مشاهده متن کامل]

به طور تقریبی، این پروژه حدود دو میلیون دلار هزینه خواهد داشت.
• "Roughly speaking, there were about 500 people at the event. "
حدوداً ۵۰۰ نفر در آن رویداد حضور داشتند.
• "Roughly speaking, the city has a population of one million. "
به طور کلی، جمعیت این شهر حدود یک میلیون نفر است.

کمابیش
به طور کلی
مخلص کلام
تقریباً - حدوداً