roll back

/roʊlˈbæk//rəʊlbæk/

معنی: عقب کشیدن
معانی دیگر: 1- پس رفتن 2- قیمت ها را پایین آوردن، قیمت جنسی یا کالایی را بسطح اولیه پایین اوردن، عمل تنزل دادن، پایین آوردن قیمت ها (از طریق کنترل دولت)، عقب گرد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: an act or instance of returning prices or wages to a previous level, as by government order.
مشابه: slash

جمله های نمونه

1. The car began to roll back down the hill.
[ترجمه هادی] ماشین شروع به عقب عقب رفتن به طرف پایین دره کرد.
|
[ترجمه ترگمان]اتومبیل از تپه سرازیر شد
[ترجمه گوگل]ماشین شروع به رول کردن تپه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. One provision of the law was to roll back taxes to the 1975 level.
[ترجمه ترگمان]یکی از بنده ای این قانون این بود که مالیات را به سطح ۱۹۷۵ برگرداند
[ترجمه گوگل]یکی از مقررات قانون، بازگرداندن مالیات به سطح 1975 بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Sarah carried her cup of coffee and cheese roll back to her chosen table and settled to work.
[ترجمه ترگمان]سارا فنجان قهوه و پنیر را به میز کارش برگرداند و مشغول کار شد
[ترجمه گوگل]سارا فنجان قهوه خود را حمل می کرد و پنیر به میز انتخابی خود برگرداند و برای کار به آنجا رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Environmentalists say that Congress is trying to roll back clean-air and water laws and to dismantle the Endangered Species Act.
[ترجمه ترگمان]طرفداران محیط زیست می گویند که کنگره در تلاش است تا قوانین آب و هوا و قانون گونه های در معرض خطر را از بین ببرد
[ترجمه گوگل]محیط زیست می گوید که کنگره سعی در رفع قوانین تمیز و هوا و آب و برچیدن قانون گونه های در معرض خطر دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It was an effort to roll back federal aid to the poor across a much broader front.
[ترجمه ترگمان]این تلاشی برای بازگشت کمک های فدرال به فقرا در یک جبهه بسیار وسیع تر بود
[ترجمه گوگل]این تلاش برای بازگرداندن کمک فدرال به فقرا در یک جلوی وسیع تر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The second it ended, I would roll back over and spit up again.
[ترجمه ترگمان]به محض تمام شدن آن، دوباره غلت می خوردم و دوباره تف می کردم
[ترجمه گوگل]دوم آن را به پایان رسانده، من دوباره به عقب بر می گردم و دوباره از بین می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. We are now engaged in diplomatic efforts to roll back this development.
[ترجمه ترگمان]ما در حال حاضر درگیر تلاش های دیپلماتیک برای بازگشت به این توسعه هستیم
[ترجمه گوگل]ما اکنون در تلاش های دیپلماتیک برای رونق این پیشرفت هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Nobody could roll back the wheel of history.
[ترجمه Mujib ahmadzai] هیچ کس نمیتوانست چرخ تاریخ را به عقب برگرداند
|
[ترجمه ترگمان]هیچ کس نمی توانست چرخ تاریخ را پس بگیرد
[ترجمه گوگل]هیچ کس نمیتواند چرخ تاریخ را رول کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. But A2 can afterwards roll back the insert, and then A1 has not retrieved uncommitted data.
[ترجمه ترگمان]اما پس از آن A [ ۲ ] می تواند به عقب برگردد، و سپس A۱، داده های uncommitted را بازیابی نمی کند
[ترجمه گوگل]اما A2 پس از آن می تواند درج را بازگرداند، و پس از آن A1 داده های غیرمجاز را بازیابی نکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We will roll back the power of the central state.
[ترجمه ترگمان]ما قدرت دولت مرکزی را باز خواهیم گرداند
[ترجمه گوگل]ما قدرت حکومت مرکزی را برمی گرداند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Blair is unlikely to roll back any of the previous ruling party's major ecomonic reforms.
[ترجمه ترگمان]بعید به نظر می رسد که بلر هیچ کدام از اصلاحات اصلی حزب حاکم را پشت سر بگذارد
[ترجمه گوگل]بعید به نظر می رسد که بلر هر گونه اصلاحات مهم اقتصادی حزب حاکم قبلی را رد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In this instance, you should first commit or roll back the nested Unit of Work and only then its parent.
[ترجمه ترگمان]در این مثال، شما باید ابتدا به واحد تودرتو کار بروید و تنها بعد از آن والد آن بروید
[ترجمه گوگل]در این مثال، ابتدا باید یک واحد کار توزیع شده و یا بعد از آن پدر و مادر خود را مجبور کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. We were confident that we could roll back the enemy forces that barred out way.
[ترجمه ترگمان]ما مطمئن بودیم که می توانیم نیروهای دشمن را که راه را سد کرده اند عقب بکشیم
[ترجمه گوگل]ما اطمینان داشتیم که می توانیم نیروهای دشمن را که راه را به حالت تعلیق درآورده اند باز گردانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Therefore, he proposes to partially roll back the rate reduction in Central Excise duties and enhance the standard rate on all non-petroleum products from 8 per cent to 10 per cent ad valorem.
[ترجمه ترگمان]بنابراین وی پیشنهاد می کند تا کاهش نرخ عوارض گمرکی را تا حدی کاهش دهد و نرخ استاندارد همه محصولات غیر نفتی را از ۸ درصد به ۱۰ درصد افزایش دهد
[ترجمه گوگل]بنابراین، او پیشنهاد می کند که تا حدودی کاهش نرخ بهره وظایف مرکزی را لغو کند و نرخ استاندارد را در تمام محصولات غیر نفتی از 8 درصد تا 10 درصد افزایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Silber says the tax rollback would decimate basic services for the needy.
[ترجمه ترگمان]silber می گوید که کاهش مالیات خدمات اساسی برای نیازمندان را کاهش خواهد داد
[ترجمه گوگل]سیلبر می گوید که بازنشستگی مالیات خدمات اساسی برای نیازمندان را تخریب می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. The policy, in other words, was containment, not rollback.
[ترجمه ترگمان]سیاست، به عبارت دیگر، مهار کردن بود، بدون عقب نشینی
[ترجمه گوگل]به عبارت دیگر، این سیاست مهار شد، نه عقبگرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. The gas tax rollback, initiated because gasoline prices spiked this spring, has since fallen by the wayside.
[ترجمه ترگمان]کاهش مالیات گاز، آغاز شده است؛ چرا که قیمت بنزین در بهار امسال افزایش یافت و از آن زمان به بعد کاهش یافته است
[ترجمه گوگل]رکود مالیاتی گاز، که به دلیل افزایش قیمت بنزین در بهار امسال آغاز شده است، از زمان کنار گذاشته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. That resolution demands a rollback in utility rates and a scaling back of the market-oriented economic policies imposed by Bucaram.
[ترجمه ترگمان]این قطعنامه خواستار کاهش نرخ سود و کاهش مقیاس گذاری سیاست های اقتصادی مبتنی بر بازار شده است که توسط Bucaram تحمیل شده است
[ترجمه گوگل]این قطعنامه نیاز به عقبنشینی در نرخ های بهره وری و کاهش مقیاس سیاست های اقتصادی محور که توسط بوکارام به اجرا در می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. This paper introduce the rollback checkpointing algorithm in the retry-recovery technique. In order to reduce the system overhead, it presents a scheme implementing in the virtual memory.
[ترجمه ترگمان]این مقاله، الگوریتم checkpointing rollback را در روش بازیابی مجدد معرفی می کند به منظور کاهش سربار سیستم، طرحی را ارایه می دهد که در حافظه مجازی اجرا می شود
[ترجمه گوگل]در این مقاله، الگوریتم بازپرداخت بازپرداخت را در روش تکرار دوباره بازی معرفی می کنیم به منظور کاهش سربار سیستم، آن را ارائه یک برنامه اجرا در حافظه مجازی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. No rollback segment name is specified. Please define a rollback name.
[ترجمه ترگمان]نام بخش rollback No مشخص نشده است لطفا نام rollback را تعریف کنید
[ترجمه گوگل]بدون نام قطره بازگشت مشخص شده است لطفا یک نام ردبو را تعریف کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Unable to rollback server transaction. The job may be in an inconsistent state.
[ترجمه ترگمان]کاهش تراکنش کارگزار ممکن نیست این شغل ممکن است در یک وضعیت متناقض باشد
[ترجمه گوگل]قادر به بازپرداخت معامله سرور نیست این کار ممکن است در یک وضعیت ناسازگار باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

23. Running Rollback phase of non - transacted install.
[ترجمه ترگمان]اجرای مرحله rollback از - غیر قانونی
[ترجمه گوگل]در حال اجرا مرحله رولاژ نصب غیر تراک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

24. One underlying cause of USN rollback has to do with the way that object deletions are processed in the Active Directory multi-master environment.
[ترجمه ترگمان]یکی از دلایل اصلی کاهش USN باید با روشی انجام شود که حذف هدف در محیط چند سرور دایرکتوری فعال پردازش می شوند
[ترجمه گوگل]یکی از دلایل اصلی لغو USN با شیوه حذف حذف شی در محیط چند استاد Active Directory انجام می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. Unable to rollback transaction. No transaction is currently in progress.
[ترجمه ترگمان]کاهش تراکنش ها ممکن نیست در حال حاضر هیچ تعاملی در حال پیشرفت نیست
[ترجمه گوگل]قادر به بازپرداخت معامله نیست معامله در حال حاضر در حال انجام نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. The NBA is looking to enact a salary rollback as part of its next collective bargaining agreement with the players, which would knock Bryant under $30 million if successful.
[ترجمه ترگمان]NBA در نظر دارد به عنوان بخشی از قرارداد مذاکره جمعی بعدی خود با بازیکنان، به کاهش حقوقی دست یابد، که در صورت موفقیت، برایانت را زیر ۳۰ میلیون دلار در نظر خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]NBA قصد دارد تا بازپرداخت حقوق و دستمزد را به عنوان بخشی از قرارداد چانهزنی بعدی خود با بازیکنان به تصویب برساند که اگر موفقیت آمیز باشد، بریانت کمتر از 30 میلیون دلار دستمزد خواهد گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. The rollback failed because saving the cluster configuration changes was not completed.
[ترجمه ترگمان]به این دلیل که ذخیره کردن تغییرات پیکربندی خوشه به پایان نرسیده است، حذف شکست خورد
[ترجمه گوگل]رولپرداخت نشد چون ذخیره تغییرات پیکربندی خوشه انجام نشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. A rollback segment is only online until the instance is shut down.
[ترجمه ترگمان]بخش rollback فقط به صورت آنلاین است تا زمانی که به طور مثال بسته شود
[ترجمه گوگل]بخش رولپینگ تنها تا زمانی که نمونه بسته شده است، آنلاین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. Reformers are calling for a rollback of rules that hinder law enforcement.
[ترجمه ترگمان]اصلاح طلبان خواستار کاهش قوانینی هستند که مانع اجرای قانون می شوند
[ترجمه گوگل]اصلاح طلبان خواستار لغو قوانینی هستند که مانع اجرای قانون می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

30. The cancellation of the transaction is called a rollback.
[ترجمه ترگمان]لغو این معامله، a نامیده می شود
[ترجمه گوگل]لغو معامله به معنای عقبگرد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

عقب کشیدن (فعل)
retract, draw back, withdraw, recede, roll back, set back

تخصصی

[سینما] برگرداندن (نوار یا فیلم ) - برگرداندن (نوار یا فیلم )
[کامپیوتر] عقبگرد

به انگلیسی

• drive away, repel; lower prices
reduction, cutback, decrease (in salary, prices, etc.); withdrawal, retreat, pullback

پیشنهاد کاربران

عقب نشینی ( کردن )
عقب نشینی
بازگشت به روال سابق،
Undoing and returning to the previous state
کاهش مالیات، قیمت ( و برگرداندن آن به روال قبلی )
. . . , Reducing taxes, prices
وا داشتن دشمن به عقب نشینی withdrawal

Now they are trying to roll back and undo the previous rollbacks through
. some new legislations

به شرایط قبل برگرداندن
منتفی کردن
کاستن ، محدود کردن ( قدرت ، نفوذ ، . . . )
let something roll off one's back

نشنیده گرفتن،
از این گوش گرفتن، از آن گوش در کردن

توجه نکردن یا اعتنا نکردن به چیزی

تحت تاثیر قرار نگرفتن ( مثلا تحت تاثیر حرف دیگران )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما