roe

/ˈroʊ//rəʊ/

معنی: گوزن ماده، گوزن کوچک
معانی دیگر: تخم ماهی، خاویار (به ویژه اگر هنوز در تخمدان ماهی باشد)، اشپل، (جانور شناسی) غزال، غزاله (roe deer) (capreolus capreolus هم می گویند)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: fish eggs, esp. as a mass in the female ovary.

(2) تعریف: the egg mass of some crustaceans, such as the lobster.
اسم ( noun )
حالات: roe, roes
• : تعریف: a small, fleet deer of Europe and Asia, the male of which has three-pointed antlers; roe deer.

جمله های نمونه

1. He joined Sanders Roe, moving on later to become General Manager.
[ترجمه ترگمان]او به ساندرز نام پیوست، که بعدها مدیر کل شد
[ترجمه گوگل]او به Sanders Roe پیوست و بعدا به سمت مدیر عمومی تبدیل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Taramasalata is made from cod's roe, olive oil and garlic.
[ترجمه ترگمان]Taramasalata از roe ماهی، روغن زیتون و سیر ساخته شده است
[ترجمه گوگل]Taramasalata از عسل ماهی، روغن زیتون و سیر ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A roe deer came down into reeds opposite to munch at green stuff.
[ترجمه ترگمان]یک گوزن رو به رو به سوی نیزار آمد و مشغول خوردن مواد سبز شد
[ترجمه گوگل]گوزن ساحلی به تپه ها نزدیک شده و به چیزهای سبز مینشیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. That portion of the decision in Roe has been given too little acknowledgement and implementation by the Court in its subsequent cases.
[ترجمه ترگمان]این بخش از تصمیم رو در رو تصدیق و اجرای آن توسط دادگاه در موارد بعدی خود ارائه شده است
[ترجمه گوگل]این بخش از تصمیم گیری در Roe تایید شده و اجرای آن توسط دادگاه در موارد پس از آن بسیار کم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Soft herring roe has a delicious, creamy texture.
[ترجمه ترگمان]roe نرم، دارای بافت نرم و خامه ای است
[ترجمه گوگل]مرغ نرم نرم دارای یک خوشمزه و بافت خامه ای است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The muntjac and roe deer are browsers, living either singly or in very small groups throughout the year in dense woodland.
[ترجمه ترگمان]گوزن muntjac و صاحبان سهام، مرورگرهای و یا به صورت انفرادی یا در گروه های بسیار کوچک در طول سال در جنگل های انبوه زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]گوزن های مونتاجک و گوزن ها مرورگر هستند، که به طور جداگانه یا در گروه های بسیار کوچک در طول سال در جنگل های متراکم زندگی می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She has hunted wild game, mainly roe deer and moose, and has had little impact on livestock.
[ترجمه ترگمان]او به طور عمده شکار حیوانات، گوزن و گوزن را شکار کرده است و تاثیر کمی بر دام ها داشته است
[ترجمه گوگل]او بازی های وحشی را شکار کرده، عمدتا گوزن و گوزن زده است و تأثیر کمی بر روی دام ها داشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. All three voted last year to uphold Roe v Wade, the 1973 case that established a constitutional right to an abortion.
[ترجمه ترگمان]هر سه نفر به سال گذشته رای دادند تا از رو، وید، وید، در ۱۹۷۳ حمایت کنند
[ترجمه گوگل]همه سه سال گذشته رأی دادند تا روئه واد را حمایت کنند، پرونده سال 1973 که یک قانون اساسی را به سقط جنین محول کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Sheffield's Mark Roe refused to be intimidated by the course, shooting a courageous 72 to be fourth on 14
[ترجمه ترگمان]مارک رو، از شفیلد، از این که در روز ۱۴ سالگی از ۷۲ نفر به مقام چهارم رسید، از مرعوب شدن در این دوره خودداری کرد
[ترجمه گوگل]مارک رو در شفیلد از این روند اجتناب ورزید، با شجاعت 72 به چهارمین بار در 14
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Red caviar is prepared from salmon roe.
[ترجمه ترگمان]خاویار قرمز از roe سالمون تهیه می شود
[ترجمه گوگل]خاویار سرخ از ماهی قزل آلا سرخ شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Nor will courts building upon Roe be likely to hand down erroneous decisions as a consequence.
[ترجمه ترگمان]همچنین ایجاد دادگاه ها بر روی رو به احتمال زیاد تصمیمات نادرست را به عنوان یک نتیجه از دست خواهد داد
[ترجمه گوگل]همچنین دادگاه هایی که بر روه تأسیس می شوند احتمالا تصمیمات اشتباه را به عنوان یک نتیجه می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A decision either way on Roe can therefore be perceived as favoring one group or the other. . . .
[ترجمه ترگمان]بنابراین تصمیم یا روی رو را می توان به عنوان یک گروه یا گروه دیگر تلقی کرد
[ترجمه گوگل]بنابراین تصمیم به روئه می تواند به عنوان یکی از گروه ها یا دیگری مورد توجه قرار گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Caviar is sturgeon roe prepared by a special process.
[ترجمه ترگمان]caviar یک ماهی خاویار است که از طریق یک فرآیند خاص آماده می شود
[ترجمه گوگل]خاویار عصاره ماهیان خاویاری است که توسط یک فرآیند ویژه تهیه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I often see foxes, roe deer and red squirrels in the conifer plantation there.
[ترجمه ترگمان]من اغلب روباه ها، deer و سنجاب قرمز را در مزرعه conifer در آنجا می بینم
[ترجمه گوگل]من اغلب روباه، گوزن گوزن و سنجاب قرمز در کاشت مخروط وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گوزن ماده (اسم)
hind, doe, roe

گوزن کوچک (اسم)
roe

به انگلیسی

• guidelines created by military authorities that detail under what circumstances the united states will initiate or engage in battle (military)
family name
species of deer native to europe and asia; eggs of a fish, eggs of various crustaceans
roe is the eggs or sperm of a fish, which is eaten as food.

پیشنهاد کاربران

بازده دارایی ها
یکی از معانیش میشه : تخم ماهی
ROE: میزان سود بر اساس درصد
PNL: میزان سود بر اساس واحد آن چیز ( مثلا دلار/یورو/. . . . )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما