rodenticide


مرگ موش، موش کش، دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Even though a large number of rodenticide with continuing bating had it be treated with, it should keep the low level of rodent density not longer than or 2 months.
[ترجمه ترگمان]اگر چه تعداد زیادی از rodenticide ها با ادامه bating باید با آن برخورد شود، باید سطح پایین چگالی موش را بیشتر از ۲ ماه حفظ کند
[ترجمه گوگل]با وجود اینکه تعداد زیادی از باکتری های باکتریایی که با آن مواجه می شوند، با آن درمان می شوند، باید سطح پایین چگالی جوندگان را تا زمان 2 یا بیشتر نگه داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. To learn the situation of rodenticide toxicosis in Yunnan, and to provide basis for strengthening supervision and reducing toxicosis incidents.
[ترجمه ترگمان]برای یادگیری وضعیت of toxicosis در Yunnan، و ایجاد مبنایی برای تقویت نظارت و کاهش حوادث toxicosis
[ترجمه گوگل]برای یادگیری وضعیت سم شناسی کشنده یونیتی در یوننان و ایجاد مبنایی برای تقویت نظارت و کاهش حوادث سمیت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Conclusione The Diphacine Na-salt is best anticoagutant rodenticide to against commensal rodent in Guangxi plague area.
[ترجمه ترگمان]Conclusione The Na - نمک به بهترین نحو در برابر موش commensal در ناحیه plague Guangxi قرار دارد
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری: دیافاسینین سدیم بهترین ضد باکتری می باشد که در برابر موش صحرایی در منطقه طاعون گوانگزی قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Objective To evaluate the rodenticide control efficacy of Diphacine-Na salt for A test field and Bromadiolone for B test field in camping area.
[ترجمه ترگمان]هدف ارزیابی اثربخشی کنترل rodenticide نمک Diphacine - Na برای یک میدان تست و Bromadiolone برای میدان آزمایش B در ناحیه اردوگاهی
[ترجمه گوگل]هدف: ارزیابی اثربخشی کنترل مولکولی نمک دیافاسین-نمک در حوزه آزمون و حوزه آزمون Bromadiolone for B در منطقه کمپینگ
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Objective To study the anticoagulant rodenticide resistance in commensal rodents.
[ترجمه ترگمان]هدف مطالعه مقاومت rodenticide rodenticide در جوندگان commensal
[ترجمه گوگل]هدف مطالعه مقاومت انگشت ضد انعقادی در موش صحرایی در موش صحرایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The label of a rodenticide product shall also be printed or pasted with the rodenticide logo and anti-counterfeiting logo as stipulated.
[ترجمه ترگمان]برچسب یک محصول rodenticide نیز باید با لوگوی rodenticide و لوگوی ضد جعل امضا شود
[ترجمه گوگل]علامت یک محصول مولتی ویتامین نیز باید با علامت بذر و علامت ضد عفونتی مطابق با الزامات چاپ شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Botanical rodenticide is mainly composed of deratizing and sterizing types. the former can kill the rat directly and the latter can sterilize the rat.
[ترجمه ترگمان]rodenticide گیاهی عمدتا از انواع deratizing و sterizing تشکیل شده است اولی می تواند موش را به طور مستقیم بکشد و موش هم می تواند موش را پیدا کند
[ترجمه گوگل]گلوتن کشید گیاهی عمدتا از نوع درهم آمیختگی و ماندگاری تشکیل شده است سابق می تواند موش را مستقیما کشت کند و می تواند موش را استریل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The paper primarily introduces the development of botanical rodenticide and its application, and further analyzes its development trends and application prospect.
[ترجمه ترگمان]این مقاله در درجه اول توسعه مطالعات گیاه شناسی و کاربرد آن را مطرح می کند و رونده ای توسعه و برنامه کاربردی آن را تجزیه و تحلیل می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله به طور عمده توسعه و توسعه کاربرد روتین سیتی گیاه شناسی را نشان می دهد و روند توسعه و برنامه های کاربردی آن را بیشتر تحلیل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The rodenticide mainly comprises bromadiolone and sodium dichlorophenolate, and is added with metronidazole, ethanol, glycerin and the like.
[ترجمه ترگمان]The عمدتا شامل bromadiolone و سدیم dichlorophenolate است و با metronidazole، اتانول، گلیسیرین و the اضافه می شود
[ترجمه گوگل]Rodenticide عمدتا شامل برمودیولون و دی سولفونولات سدیم است و با مترونیدازول، اتانول، گلیسیرین و مانند آن اضافه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. This report is about the killing effect of new rodenticide -bromethalin for mice. The taste test on the white rat was conducted in our laboratory.
[ترجمه ترگمان]این گزارش در مورد اثر کشتار of جدید برای موش ها است آزمایش طعم روی موش سفید در آزمایشگاه ما انجام شد
[ترجمه گوگل]این گزارش در مورد اثر کشتن برموتالین جدید موش سوری است آزمایش طعم روی موش سفید در آزمایشگاه ما انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The bleeding symptom substantiated that the death due to anticoagulant rodenticide.
[ترجمه ترگمان]علائم خونریزی اثبات کردند که مرگ به خاطر anticoagulant rodenticide
[ترجمه گوگل]علامت خونریزی، اثبات مرگ و میر ناشی از آنتی باکتریال Rodenticide را اثبات کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Bromethalin combines the best qualities of both the acute and chronic rodenticides, it is an excellent new rodenticide .
[ترجمه ترگمان]Bromethalin، بهترین ویژگی های هر دو rodenticides حاد و مزمن را با هم ترکیب می کند، این یک rodenticide جدید عالی است
[ترجمه گوگل]Bromethalin بهترین خواص هر دو از میتوکندری های حاد و مزمن را ترکیب می کند، این یک علف کش بسیار عالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. To investigate the resistance of Rattus flavipectus and R. norvgicus to the first generation rodenticide after Bromadiolone (a second generation anticoagulant rodenticide) were used for 4 years.
[ترجمه ترگمان]برای بررسی مقاومت of flavipectus و R norvgicus به نسل اول بعد از Bromadiolone (نسل دوم anticoagulant rodenticide)برای ۴ سال مورد استفاده قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]برای بررسی مقاومت Rattus flavipectus و R norvgicus به نژاد نسل اول نسل بعد از برومادیولون (نسل دوم نسل دوم موش صحرایی) برای 4 سال استفاده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Objective Comparing the efficacy of the first and second generation anticoagulant rodenticide diphacine Na salt and brodifacoum on commensal rodent.
[ترجمه ترگمان]هدف مقایسه تاثیر نسل اول و دوم anticoagulant rodenticide Na Na و brodifacoum در موش commensal
[ترجمه گوگل]هدف مقایسه اثربخشی نسل اول و دوم نسل دیسپایسین سدیم مولد ضد انگل و برودیافوم بر روی موش صحرایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• substance which kills rodents

پیشنهاد کاربران

مواد کشنده ی جوندگان
مرگ موش
rodenticide ( کشاورزی - زراعت و اصلاح نباتات )
واژه مصوب: جونده کش
تعریف: ماده ای شیمیایی که از آن برای از بین بردن جوندگان استفاده می شود
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما