rock boats

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• آرامش را برهم زدن، ایجاد اختلال کردن، به هم زدن وضع موجود
• دردسر درست کردن، جنجال به پا کردن
• ( در مثال منفی ) آب را گل آلود کردن، قایق را تکان دادن
🔸 مثال ها:
( محیط کار – ترس از برهم زدن آرامش )
...
[مشاهده متن کامل]

"He kept his feelings to himself, not wanting to rock the boat. "
�او نظراتش را برای خودش نگه داشت و نمی خواست آرامش را برهم بزند. �
( روابط و خانواده )
"Please don't rock the boat by bringing up politics or any other controversial topics. "
�لطفاً با مطرح کردن سیاست یا هر موضوع جنجالی دیگری وضعیت را به هم نزن. �
( اداره و سازمان )
"I really don't want to rock the boat, but I think someone should say something about Rob's behavior. "
واقعاً نمی خواهم ایجاد مشکل کنم، اما فکر می کنم کسی باید در مورد رفتار راب چیزی بگوید.
( ضرب المثل انگلیسی – هشدار در برابر تغییر )
"If it ain't broke, don't rock the boat. "
اگر چیزی خراب نیست، آرامشش را به هم نزن ( سراغش نرو ) .