وقتی رزا خانم فریاد کشید من بیدار شدم چراغ را روشن کرد یک چشمم را باز کردم سرش می لرزید و چشمانش حالتی داشتند مثل این که چیزی دیده باشند. بعد از تختخواب بیرون آمد رب دوشامبرش را پوشید و کلیدی را که زیر کمد قایم کرده بود برداشت.
قسمتی از داستان �زندگی پیش رو� اثر رومن گاری ترجمه لیلی گلستان.
قسمتی از داستان �زندگی پیش رو� اثر رومن گاری ترجمه لیلی گلستان.