robe de chambre


رب دوشامبر، لباس بلند و گشاد، لباس حمام، لباس منزل، لباس خانه، لباس توی خانه

پیشنهاد کاربران

وقتی رزا خانم فریاد کشید من بیدار شدم چراغ را روشن کرد یک چشمم را باز کردم سرش می لرزید و چشمانش حالتی داشتند مثل این که چیزی دیده باشند. بعد از تختخواب بیرون آمد رب دوشامبرش را پوشید و کلیدی را که زیر کمد قایم کرده بود برداشت.
قسمتی از داستان �زندگی پیش رو� اثر رومن گاری ترجمه لیلی گلستان.