river

/ˈrɪvər//ˈrɪvə/

معنی: رود، رودخانه
معانی دیگر: شط، هر چیز رود مانند، چوب بر، هیزم شکن، چاک دهنده
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
عبارات: up the river
(1) تعریف: a large natural stream of water flowing in a definite course or channel toward a lake, ocean, or other body of water.

(2) تعریف: an outpouring; stream.
مشابه: stream

- a river of tears
[ترجمه محمد] رودخانه ای از اشک
|
[ترجمه دباغ] سیل اشک
|
[ترجمه ترگمان] یک رودخانه پر از اشک،
[ترجمه گوگل] رودخانه اشک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a river of mud
[ترجمه رهام روندی] رودخانه گل
|
[ترجمه ترگمان] رودخانه ای از گل و لای،
[ترجمه گوگل] یک رودخانه گل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. a river alive with trout
رودخانه ای پر از قزل آلا

2. a river bed
بستر رودخانه

3. a river crossing
محل عبور از رودخانه

4. a river of blood
رودی از خون

5. a river of volcanic lava
رودی از گدازه ی آتشفشانی

6. a river splits the town in two
رودخانه ای شهر را به دو بخش تقسیم می کند.

7. a river that twists through a green valley
رودخانه ای که در دره ای سبز پیچ و خم دارد

8. a river twines through the mountains
رودخانه ای در میان کوهسار پیچ و تاب می خورد.

9. a river wriggling down the hill
رودخانه ای که در سرازیری تپه مسیر مارپیچ داشت

10. arvand river is broad
اروندرود عریض است.

11. nile river is the mother of egypt's civilization
رود نیل سرچشمه ی تمدن مصر است.

12. rvand river is navigable
اروند رود قابل کشتیرانی است.

13. the river broadens and forms a large body of water
رودخانه پهن می شود و دریاچه ی بزرگی را تشکیل می دهد.

14. the river channeled a new course
رودخانه مسیر خود را (بستر خود را) تغییر داد.

15. the river curves around the hill
رودخانه تپه را دور می زند.

16. the river discharges its waters into the lake
رودخانه آب خود را به دریاچه می ریزد.

17. the river divides into three branches
رودخانه به سه شاخه تقسیم می شود.

18. the river empties into the sea
رودخانه به دریا می ریزد.

19. the river frets at its banks
رودخانه کرانه های خود را می فرساید.

20. the river has many turns
رودخانه پیچ و خم زیاد دارد.

21. the river intersects the plain
رودخانه دشت را دو نیم می کند.

22. the river is dangerously up
رودخانه به طور خطرناکی بالا آمده است.

23. the river is fifty feet wide
رودخانه 50 فوت پهنا دارد.

24. the river is flooding
رودخانه در حال طغیان است.

25. the river is low
سطح آب رودخانه پایین است.

26. the river is said to be haunted by certain evil spirits
می گویند رودخانه میعادگاه ارواح خبیثه است.

27. the river is teeming with fish
رودخانه پر از ماهی است.

28. the river karoon bisects ahvaz
کارون اهواز را دو نیم می کند (از میان اهواز رد می شود).

29. the river loops around the city
رودخانه شهر را دور می زند.

30. the river overflowed and submerged the town
رودخانه لبریز شد و شهر را فرا گرفت.

31. the river overflowed and water covered the farms
روخانه طغیان کرد و آب مزارع را فرا گرفت.

32. the river overflowed, drowning several villages
رودخانه لبریز شد و چندین دهکده را غرق در آب کرد.

33. the river passes through mountains
رودخانه از میان کوهستان ها می گذرد.

34. the river rises out of the hills to the west of the city
رودخانه از تپه های غرب شهر سرچشمه می گیرد.

35. the river rose rapidly
رودخانه به سرعت بالا آمد.

36. the river runs into the sea
رودخانه به دریا می ریزد.

37. the river separates the two halves of the city
رودخانه دو نیمه ی شهر را از هم جدا می کند.

38. the river snakes toward the sea
رودخانه با پیچ و تاب به سوی دریا می رود.

39. the river trends southward
رودخانه به سوی جنوب امتداد می یابد.

40. the river verges to the north
رودخانه به سوی شمال می رود.

41. the river was fairly alive with crocodiles
رودخانه پراز سوسمار بود (سوسمار در رودخانه لول می خورد).

42. this river is too swift for swimming
این رودخانه برای شنا کردن زیادی تند است.

43. subsequent river
میان رود

44. a lazy river
رودخانه ی آرام

45. a narrow river
رود کم عرض

46. a navigable river
رود قابل کشتیرانی (ناوپذیر)

47. a perennial river
رودخانه ای که تمام سال جاری است

48. a slow river
رود کم سرعت

49. a swift-flowing river
رودخانه ی سریع

50. a winding river
یک رودخانه ی پرپیچ و خم

51. a young river
رودخانه ی کاوا

52. an old river
پیر رود

53. beyond the river
آن سوی رودخانه

54. bridging that river is not easy
پل زدن روی آن رود آسان نیست.

55. here the river is entire but later it divides into three branches
در اینجا رودخانه یکپارچه است ولی بعدا به سه شاخه منشعب می شود.

56. here the river narrows
در اینجا رودخانه باریک می شود.

57. here the river parts into two branches
در اینجا رودخانه به دو شاخه تقسیم می شود.

58. here, the river does an about-face
در اینجا رودخانه (180 درجه) تغییر جهت می دهد.

59. near the river the soil has subsided
در نزدیکی رودخانه زمین نشست کرده است.

60. over the river is a park
آن سوی رودخانه یک پارک وجود دارد.

61. the karoon river
رود کارون

62. when the river tide rose, the jammed logs broke free (or broke loose) toward the sea
وقتی آب روخانه بالا آمد الوار به هم گیر کرده به سوی دریا روان شدند.

63. up the river
(امریکا) به زندان،به ندامتگاه،در زندان

64. around ahwaz, karoon river slows
رود کارون در حوالی اهواز آهسته می شود.

65. fast by the river
نزدیک رودخانه

66. immediately beyond the river is a small, red building
درست پس از رودخانه،بنای کوچک و قرمز رنگی قرار دارد.

67. in july the river flow is reduced to a trickle
در ماه ژوئیه جریان رودخانه به یک آب باریک نقصان می یابد.

68. rain caused the river to inundate farms
باران موجب شد که رودخانه کشتزارها را زیر آب ببرد.

69. salmons ascend the river
ماهیان آزاد به بالای رودخانه می روند.

70. swimming in the river is his only exercise
شنا در رودخانه یگانه ورزش اوست.

مترادف ها

رود (اسم)
stream, flood, river

رودخانه (اسم)
flow, river

تخصصی

[عمران و معماری] رودخانه - نهر - رود
[کامپیوتر] رودخانه - مسیری از فضای سفید میان کلمات که به نظر می رسد در یک نوشته ی چاپی از خطی به خط دیگر جریان دارد. این فضای سفید ( رودخانه ) در نتیجه ی تلاش برای تنظیم تایپ در وضعیت بسیار باریک بودن ستونها یا جامع نبودن نرم افزار یا چاپگر ایجاد می شود. نگاه کنید به Justification . - سفیدی بین خطوط ؛ فاصله سفید
[زمین شناسی] رودخانه، رود - در رودخانه شناسی، الف) یک اصطلاح کلی که برای رود سطحی آبی شیرین طبیعی با حجم قابل توجه و جریان دائم یا فصلی استفاده می شود که در یک کانال خاص به سمت یک دریا، دریاچه یا یک رود دیگر حرکت می کند. هر رود بزرگ یا بزرگتر از نهر. مثلاً یک tunk stream و شاخه های بزرگتر یک سیستم زهکشی. ب) اصطلاحی که در نیوانگلند برای بستر رود یا نهر کوچک استفاده می شود که در مناطق دیگر آمریکا به نام نهر شناخته می شود. - در ساحل، اصطلاحی که در نام مکانها برای یک کشندان (خلیج دهانه ای، خور)، تالاب، رودخانه کشندی یا تنگه استفاده می شود. - مثلاً رود یورک va و رود indian در فلوریدا.
[آب و خاک] رودخانه، رود

به انگلیسی

• large stream of water; large stream of any liquid; abundant flow, outpouring
a river is a large amount of fresh water flowing continuously in a long line across land.

پیشنهاد کاربران

بستر رود
رود
رودخانه
رود خانه / رود
رودخانه
They're building new houses by the river 🚬🚬
آن ها در حال ساخت خانه های جدیدی در کنار رودخانه هستند
رود خانه

رود، رودخانه
رود
رودخانه


river ( noun ) =stream ( noun )
به معناهای: نهر، رود، جوی، جویبار، رودخانه
اسم river به معنای رودخانه
معادل فارسی اسم river رودخانه است. river یا رودخانه به جریان طبیعی آب گفته می شود که از جایی سرچشمه گرفته و مسیری معمولا طولانی را روی زمین طی کرده و به دریا می ریزد. مثال:
. i like to walk by [the] river exe ( من دوست دارم در امتداد رودخانه اکس قدم بزنم. )
. two major rivers flow through the town ( دو رودخانه اصلی از میان شهر میگذرند. )

منبع: سایت بیاموز
به معنی رود یا رودخانه است.
رودخانه ، رود
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما