🔸 معادل فارسی:
• خطر خم شدن و تسلیم شدن
• در معرض شکست و فروریختن بودن / خطر از هم پاشیدن
• خطر تسلیم شدن در برابر فشار / خطر کوتاه آمدن
• در معرض ترک خوردن و فروپاشی بودن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• The economy risks buckling under the weight of sanctions.
اقتصاد در خطر فروپاشی زیر بار تحریم هاست.
• The government risks buckling under public pressure.
دولت در خطر تسلیم شدن زیر فشار افکار عمومی است.
• The bridge risks buckling if the load exceeds its limit.
آن پل در معرض خطر خم شدن و فروریختن است اگر بار از حدش فراتر رود.
• خطر خم شدن و تسلیم شدن
• در معرض شکست و فروریختن بودن / خطر از هم پاشیدن
• خطر تسلیم شدن در برابر فشار / خطر کوتاه آمدن
• در معرض ترک خوردن و فروپاشی بودن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
اقتصاد در خطر فروپاشی زیر بار تحریم هاست.
دولت در خطر تسلیم شدن زیر فشار افکار عمومی است.
آن پل در معرض خطر خم شدن و فروریختن است اگر بار از حدش فراتر رود.