riser

/ˈraɪzər//ˈraɪzə/

معنی: برخیزنده، خیز پله، بلند شونده
معانی دیگر: (شخص یا چیز) بلند شونده، خیزنده، خاستگر (رجوع شود به: rise)، سحر خیز
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who rises, esp. after sleep.

- She is a late riser.
[ترجمه ترگمان] از خواب بیدار است
[ترجمه گوگل] او دیر رسیدن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the vertical element of a stair step.

جمله های نمونه

1. a late riser
کسی که همیشه دیر از بستر بلند می شود

2. He is an early riser.
[ترجمه ترگمان]صبح زود از خواب برمی خیزد
[ترجمه گوگل]او زودرس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was an early riser and he would be at the breakfast table at seven.
[ترجمه علی آقابابائی] او سحر خیز بود و ساعت هفت صبح صبحانه میخورد.
|
[ترجمه ترگمان]سحرخیز بود و ساعت هفت سر میز صبحانه می نشست
[ترجمه گوگل]او یک روستای اولیه بود و او در هفت صبحانه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A red squirrel was another early riser.
[ترجمه ترگمان]یک سنجاب قرمز زود از خواب بلند شد
[ترجمه گوگل]یک سنجاب قرمز یکی دیگر از رؤسای زود هنگام بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Dole aides began to dismantle the camera riser.
[ترجمه ترگمان]دستیاران دول شروع به از بین بردن لرزش دوربین کردند
[ترجمه گوگل]طرفداران Dole شروع به برچیدن دوربین دوربین کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Do you consider yourself an early riser or is that just the effect you have on men?
[ترجمه ترگمان]آیا شما خود را صبح زود از خواب بیدار می کنید یا این همان تاثیری است که روی مردان دارید؟
[ترجمه گوگل]آیا شما خود را یک روستای زودگذر می دانید یا این فقط تاثیری است که بر مردان دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Joan had been an early riser ever since she was a child.
[ترجمه ترگمان]جوان از زمانی که بچه بود سحرخیز شده بود
[ترجمه گوگل]جوآن از زمانی که او یک کودک بوده است، اوج زودرس بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Under different pressures the flashing in riser of natural circulation system and its effect on flow stability were studied by the method of visual observation in synchronism with data recording.
[ترجمه ترگمان]تحت فشارهای متفاوت، نوسان سیستم چرخش طبیعی و تاثیر آن بر پایداری جریان با روش مشاهده دیداری در synchronism با ثبت داده ها مورد مطالعه قرار گرفت
[ترجمه گوگل]تحت فشارهای مختلف، فلاش در سیستم جریان طبیعی طبیعی و اثر آن بر ثبات جریان، با روش مشاهده بصری در هماهنگی با ضبط داده ها مورد بررسی قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In the riser, severe particle clustering existed and the particles in clusters showed evident backmixing.
[ترجمه ترگمان]در بالابر، خوشه بندی ذرات شدید وجود داشت و ذرات در خوشه ها آشکار بود
[ترجمه گوگل]در رودها، خوشه بندی شدید ذرات وجود داشت و ذرات در خوشه ها، متوالی مخلوط شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Attach the riser tensioners, choke and kill lines to the slip.
[ترجمه ترگمان]riser، the، choke و kill را به خطا پیوند می ده
[ترجمه گوگل]پیوستن گیرنده های ایستر را ببندید، خطوط را به لغزش بکشید و بکشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Aurelio Escovar, a dentist andvery early riser, opened his office at six.
[ترجمه ترگمان]Aurelio Escovar، یک دندان پزشک، صبح زود از خواب بیدار شد و دفتر خود را در ساعت شش باز کرد
[ترجمه گوگل]Aurelio Escovar، متخصص دندانپزشکی و خیلی زود، دفترش را در شش سالگی باز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Moreover, new structures of the riser reactor ends can also suppress the coke deposit on the FCC unit so that the on-stream period of the unit can be prolonged.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، ساختارهای جدید راکتورهای riser نیز می توانند ذخیره کک در واحد FCC را سرکوب کنند به طوری که دوره جریان - جریان واحد می تواند تمدید شود
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، ساختارهای جدیدی از راکتور سرنشین نیز می توانند ذخایر کک را در واحد FCC سرکوب کنند تا دوره جریان درون واحد طولانی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. With increasing riser height, the average solid holdup at various axial locations of the riser decreases and becomes more uniformly distributed along the riser height.
[ترجمه ترگمان]با افزایش ارتفاع بالابر، متوسط holdup جامد در محل های مختلف محوری از بالابر، کاهش می یابد و به طور یکنواخت در امتداد ارتفاع بالابر پراکنده می شود
[ترجمه گوگل]با افزایش ارتفاع ایستاده، متوسط ​​فشار جامد در محل های مختلف محوری روتور کاهش می یابد و به طور مساوی در طول ارتفاع روتاری توزیع می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Note: Riser Pipe & Sleeve Pipe are the same length.
[ترجمه ترگمان]نکته: لوله Pipe لوله sleeve لوله به طول یک سان هستند
[ترجمه گوگل]توجه کنید لوله ی لوله ی لوله ی Riser همان طول هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

برخیزنده (اسم)
riser

خیز پله (اسم)
riser

بلند شونده (اسم)
riser

تخصصی

[سینما] سکو [برای زیر پای بازیگران ] - سکو - سکو - بلندکننده / خیزسکو - بلندکننده / خیزسکو - سکو [برای زیر پای بازیگران ]
[عمران و معماری] گردن - سطح عمودی پله - پیشانی پله - ارتفاع پله - قدپا
[کامپیوتر] بلند شونده - تخته مدار کوچکی که به طور محدودی درون برد مادر جای می گیرد. مقایسه کنید با daughterboard . همچنین نگاه کنید به card، motherboard . ( تعریف 2)
[زمین شناسی] پیشانی پله، خیز پله، برخیزنده، بلند شونده، لوله بالا رو، لوله قائم
[نساجی] بادامک عامل تعویض جعبه ماکو - برجستگی شبیه بادامک که سبب تعویض جعبه ماکو در ماشین بافندگی می گردد
[ریاضیات] تغذیه کننده، بالا برنده
[نفت] جداره دریایی

به انگلیسی

• one who rises (especially from bed); vertical board connecting two stair treads; large stair-like platform used during stage performances
an early riser is someone who likes to get up early in the morning. a late riser is someone who likes to get up late.
a riser is the flat vertical part of a step or stair.

پیشنهاد کاربران

مکنده
لوله ای که مایع یا گاز در آن از پایین به بالا جریان دارد.
Early riser
سحر خیز

Four corners p100 and abadis ( riser ) . z
riser
شخصی که از خواب بر می خیزد
late riser
آدمی که تا لنگ ظهر میگیره میخوابه
[برق]

عَلَم ، علمک ، عمود
در برق
سیم عمودی
riser ( ورزش )
واژه مصوب: قبضه
تعریف: بخش مرکزی و سخت کمان که بازوها به آن متصل می شوند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما