رینس آف
🔸 معادل فارسی:
• آب کشیدن / با آب شستن ( برای پاک کردن کف یا آلودگی )
• ( در کاربرد روزمره ) به طور سریع با آب تمیز کردن
• زدودن مواد ( مانند صابون یا نمک ) از سطح چیزی با جریان آب
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
Rinse off the vegetables before you chop them.
سبزیجات را قبل از خرد کردن، آب بکشید.
She rinsed off the shampoo from her hair.
او شامپو را از موهایش آب کشید.
I just need to rinse off this plate quickly.
فقط باید این بشقاب را سریع آب بکشم.
After swimming, rinse off the chlorine from your skin.
بعد از شنا، کلر را از روی پوست خود آب بکشید.
🔸 معادل فارسی:
• آب کشیدن / با آب شستن ( برای پاک کردن کف یا آلودگی )
• ( در کاربرد روزمره ) به طور سریع با آب تمیز کردن
• زدودن مواد ( مانند صابون یا نمک ) از سطح چیزی با جریان آب
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
سبزیجات را قبل از خرد کردن، آب بکشید.
او شامپو را از موهایش آب کشید.
فقط باید این بشقاب را سریع آب بکشم.
بعد از شنا، کلر را از روی پوست خود آب بکشید.
آب کشیدن.
مثال
I rinse off my hands
دستامو اب می کشم
مثال
دستامو اب می کشم
دارم شنارو از رو پاهام میشورم
با آب شستن یا آبکشی کردن
آبکش کردن
آبکشی شونده