ringfence

پیشنهاد کاربران

مثال ها
The company ring - fenced the funds for research.
شرکت بودجه را برای تحقیقات اختصاص داد و آن را از سایر هزینه ها جدا و محافظت کرد.
They tried to ring - fence the children from the family dispute.
...
[مشاهده متن کامل]

آنها تلاش کردند بچه ها را از اختلاف خانوادگی دور نگه دارند.
She has ring - fenced her private life from her public career.
او زندگی خصوصی اش را از فعالیت حرفه ای و عمومی خود جدا و محفوظ نگه داشته است.
🔸 نکته:
ring - fence در اصل تصویری از کشیدن یک حصار دایره ای دور چیزی است. بنابراین مفهوم اصلی آن جدا کردن برای محافظت یا جلوگیری از دخالت است.
در انگلیسی بریتانیایی، این واژه به ویژه در سیاست، اقتصاد و امور مالی بسیار رایج است:
The government ring - fenced the money for healthcare.
دولت این پول را برای بخش بهداشت اختصاص داد و اجازه نداد برای اهداف دیگر مصرف شود.

تخصیص دادن
اختصاصی. مانند ringfenced budgets یعنی بودجه های اختصاصی
تفکیک دارایی