( استعاری – عمومی ) : هر نوع عدم آمادگی ذهنی یا فیزیکی که باعث می شود فرد نتواند در سطح استاندارد مورد انتظار ظاهر شود .
مثال:
After a long holiday, I felt a bit ring‑rusty on my first day back at work.
... [مشاهده متن کامل]
بعد از یک تعطیلات طولانی، روز اول برگشتن به سر کار از ریتم عادی کار افتاده بودم.
Give me a moment to warm up; I'm a bit ring‑rusty at the piano.
یه لحظه به من فرصت بده تا دست گرم کنم؛ کمی در نواختن پیانو دیگر آن سرعت قبلی را ندارم.
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
بعد از یک تعطیلات طولانی، روز اول برگشتن به سر کار از ریتم عادی کار افتاده بودم.
یه لحظه به من فرصت بده تا دست گرم کنم؛ کمی در نواختن پیانو دیگر آن سرعت قبلی را ندارم.