ring hollow
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی
• توخالی به نظر رسیدن
• بی اعتبار جلوه کردن
• غیرصادقانه بودن
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( ادبی – اصلی ) :** وقتی یک سخن یا وعده فاقد صداقت یا اعتبار باشد و شنونده آن را باور نکند.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* His promises ring hollow after years of inaction.
وعده هایش پس از سال ها بی عملی پوچ به نظر می رسند.
2. ** ( رسانه ای – کاربردی ) :** برای توصیف بیانیه ها یا ادعاهایی که ظاهراً جدی اند اما عملاً بی پایه اند.
- *مثال:* The company’s apology rings hollow without real change.
عذرخواهی شرکت بدون تغییر واقعی بی اعتبار جلوه می کند.
3. ** ( عمومی – استعاری ) :** هر نوع سخن یا ادعا که فاقد وزن و اثرگذاری باشد.
- *مثال:* His words ring hollow in the face of evidence.
سخنانش در برابر شواهد بی اثر جلوه می کنند.
- - -
## 🔸 مترادف ها
sound empty – lack sincerity – be unconvincing – feel false – be meaningless
- - -
## 🔸 مثال ها
• His speech rings hollow without concrete action.
سخنرانی اش بدون اقدام عملی پوچ به نظر می رسد.
• The apology rings hollow given their repeated mistakes.
عذرخواهی شان با توجه به اشتباهات مکرر بی اعتبار جلوه می کند.
• Their claims ring hollow in light of the evidence.
ادعاهایشان در پرتو شواهد پوچ به نظر می رسد.
• توخالی به نظر رسیدن
• بی اعتبار جلوه کردن
• غیرصادقانه بودن
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( ادبی – اصلی ) :** وقتی یک سخن یا وعده فاقد صداقت یا اعتبار باشد و شنونده آن را باور نکند.
... [مشاهده متن کامل]
- *مثال:* His promises ring hollow after years of inaction.
وعده هایش پس از سال ها بی عملی پوچ به نظر می رسند.
2. ** ( رسانه ای – کاربردی ) :** برای توصیف بیانیه ها یا ادعاهایی که ظاهراً جدی اند اما عملاً بی پایه اند.
- *مثال:* The company’s apology rings hollow without real change.
عذرخواهی شرکت بدون تغییر واقعی بی اعتبار جلوه می کند.
3. ** ( عمومی – استعاری ) :** هر نوع سخن یا ادعا که فاقد وزن و اثرگذاری باشد.
- *مثال:* His words ring hollow in the face of evidence.
سخنانش در برابر شواهد بی اثر جلوه می کنند.
- - -
## 🔸 مترادف ها
- - -
## 🔸 مثال ها
سخنرانی اش بدون اقدام عملی پوچ به نظر می رسد.
عذرخواهی شان با توجه به اشتباهات مکرر بی اعتبار جلوه می کند.
ادعاهایشان در پرتو شواهد پوچ به نظر می رسد.
Persian: عذرخواهی او بعد از تکرار همان اشتباه، توخالی به نظر رسید.
... [مشاهده متن کامل]
Persian: وعده های سیاستمدار بدون اقدامات عملی، توخالی است.
Persian: حرف های او توخالی بود چون همه می دانستند منظوری نداشت.
Persian: جشن گرفتن �روز قدردانی از کارمندان� وقتی حقوق ها سال ها افزایش نداشته، توخالی است.
Persian: حمایت آن ها از حقوق بشر با توجه به سابقه خودشان، توخالی است.
Persian: تعهد شرکت به پایداری محیط زیست، در حالی که هنوز از این همه پلاستیک استفاده می کند، توخالی است.
Persian: تعریف های او توخالی بود چون فقط یک روز قبل از او انتقاد کرده بود.
Persian: سخنرانی انگیزشی مربی بعد از پنجمین باخت پیاپی تیم، توخالی بود.
Persian: ادعاهای دولت درباره رشد اقتصادی برای خانواده های درگیر مشکلات، توخالی است.
Persian: گفتن �پول مهم نیست� وقتی ثروتمند هستی، توخالی به نظر می رسد.
- توخالی به نظر رسیدن ( to seem hollow )
- بی معنی بودن ( to be meaningless )
- غیرقابل باور بودن ( to be unbelievable )
معنایی نداشتن
بی معنی بودن
For those who have suffered under terrorists'’ rule,
. the promises of stability ring hollow
بی معنی بودن
پوچ به نظر رسیدن
پوچ
خیال واهی ، تصوری که ناگهان دود شود و به هوا برود
خنده تصنعی، خندیدن از روی اکراه