rimmed

/ˈrɪmd//rɪmd/

دوره دار، حاشیه دار، کم دار
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. the golf ball rimmed the hole
گوی گلف دور سوراخ چرخ زد.

2. Wild flowers and grasses rimmed the little pond.
[ترجمه ترگمان]گل های وحشی و علف ها در اطراف برکه کوچک
[ترجمه گوگل]گل ها و گیاهان وحشی از حوضچه کوچک برخوردار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His eyes were rimmed with fatigue.
[ترجمه ترگمان]چشمانش از خستگی در حدقه می چرخید
[ترجمه گوگل]چشمان او خسته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The golf ball rimmed the cup for a while and fell at last into the hole.
[ترجمه ترگمان]توپ گلف برای مدتی دور فنجان جدول شد و عاقبت به درون سوراخ افتاد
[ترجمه گوگل]توپ گلف یک لحظه فنجان را به ثمر رساند و در نهایت به سوراخ افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The plates and glassware were rimmed with gold.
[ترجمه ترگمان]بشقاب ها و ظروف شیشه ای را با قاب طلایی دور انداخته بودند
[ترجمه گوگل]صفحات و ظروف شیشه ای با طلای پوشیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The glass was rimmed with sugar.
[ترجمه ترگمان]شیشه پر از شکر بود
[ترجمه گوگل]شیشه ای با شکر ریخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Gold rimmed spectacles bit deep into the bridge of his nose.
[ترجمه ترگمان]عینکی با قاب طلایی به کف بینی اش چسبیده بود
[ترجمه گوگل]طلا عینک های عمیق را به سمت پل بینی اش می اندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Her eyes were rimmed with black.
[ترجمه ترگمان]چشمانش سیاه شده بود
[ترجمه گوگل]چشمانش سیاه و سفید بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Rimmed by a waist-high balustrade, the garden sheers down some twenty feet.
[ترجمه ترگمان]rimmed از روی نرده های بلندی که از کمر به پایین آویخته شده بود چند متر ارتفاع داشت
[ترجمه گوگل]باغ با پایه های کم ارتفاع بالا، باغ حدودا بیست پایی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Trees rimmed the pool.
[ترجمه ترگمان]درختان در کنار استخر معلق بودند
[ترجمه گوگل]درختان در کنار استخر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The wall is rimmed with razor wire; guards, dressed in camouflage, stand watch.
[ترجمه ترگمان]دیوار با سیم های ریش تراش، نگهبانان، لباس پوشیده و نگهبانی آویزان است
[ترجمه گوگل]دیوار با سیم تیغه رینگ شده است نگهبانان، در لباس استتار، ایستاده تماشا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. And Francie's collar, she saw, was rimmed with dirt and his neck was filthy.
[ترجمه ترگمان]و یقه francie را دید که دور گردنش را گرد گرفته بود و گردنش کثیف بود
[ترجمه گوگل]و یقه فرانسیس، او را دید، با کثیف ریخته و گردن او کثیف بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Her eyes were rimmed with the price of traversing oceans,(Sentence dictionary) the jump of time zones.
[ترجمه ترگمان]چشم او با قیمت گذشتن از اقیانوس ها، (فرهنگ لغت میانی)، پرش از مناطق زمانی به کار گرفته شد
[ترجمه گوگل]چشمان او با قیمت گذار از اقیانوس ها، (فرهنگ لغت حکم) پرش از مناطق زمان بندی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. But his dark rimmed glasses and old fashioned looks belie a career spent one step ahead.
[ترجمه ترگمان]اما عینک دسته dark و ظاهر قدیمی او یک قدم در پیش روی هم گذاشته بود
[ترجمه گوگل]اما عینک های تیره و تیره و مد روز قدیمی خود را نشان می دهد که یک شغل صرف یک قدم جلوتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Mountains rimmed the valley.
[ترجمه ترگمان]از دره دور شدیم
[ترجمه گوگل]کوه ها دره را ریموند کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• if something is rimmed with a particular colour, it has a border or edge of that colour.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما