🔸 معادل فارسی:
الف ) در حوزه شعر و ادبیات ( معنی اصلی تاریخی ) :
• قافیه سرا، شاعر قافیه پرداز
• شاعر درجه دو یا متوسط ( اغلب با بار معنایی کمی منفی یا تحقیرآمیز )
• ناظم، کسی که شعر می گوید اما نه الزاماً شاعری بزرگ
... [مشاهده متن کامل]
ب ) در حوزه ابزارآلات صنعتی:
• ریمِـر، گِشادکُن، گِشادساز
• ابزاری برای گشاد کردن یا صاف کردن سوراخ ها در فلزکاری
• نوعی مته یا ابزار دقیق برای تکمیل و پرداخت نهایی سوراخ
الف ) در حوزه شعر و ادبیات ( معنی اصلی تاریخی ) :
• قافیه سرا، شاعر قافیه پرداز
• شاعر درجه دو یا متوسط ( اغلب با بار معنایی کمی منفی یا تحقیرآمیز )
• ناظم، کسی که شعر می گوید اما نه الزاماً شاعری بزرگ
... [مشاهده متن کامل]
ب ) در حوزه ابزارآلات صنعتی:
• ریمِـر، گِشادکُن، گِشادساز
• ابزاری برای گشاد کردن یا صاف کردن سوراخ ها در فلزکاری
• نوعی مته یا ابزار دقیق برای تکمیل و پرداخت نهایی سوراخ
( rhumer ) قافیه پرداز.