rigorism

/ˈrɪɡəˌrɪzəm//ˈrɪɡərɪzm/

معنی: سختی
معانی دیگر: (روش زندگی یا عقاید و رسوم مذهبی و اخلاقی یا سبک هنری) سختگیری، بی امانی، خشونت

مترادف ها

سختی (اسم)
resistance, hardship, privation, rigor, intensity, calamity, distress, severity, violence, tenacity, adversity, hardness, difficulty, trouble, discomfort, rigidity, inclemency, solidity, intension, obstruction, complication, problem, cumber, implacability, inexorability, inflexibility, rigorism

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• سخت گیری مطلق اخلاقی، افراط در دقت
• جمود فکری در اصول، انعطاف ناپذیری
• بی توجهی به شرایط در اجرای قوانین اخلاقی
• ( در فلسفه کانت ) نظام اخلاقی مبتنی بر قانون محض بدون تأثیر عواطف
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
"Kant's rigorism has been criticized for ignoring the role of emotions like compassion in moral life. "
نظام اخلاقی مبتنی بر قانون محض بدون تأثیر عواطف کانت به خاطر نادیده گرفتن نقشی که احساساتی مانند دلسوزی در زندگی اخلاقی دارند، مورد انتقاد قرار گرفته است.
"A doctor who is a rigorist might insist on using every possible life - saving machine, regardless of the patient's suffering or wishes. "
پزشکی که انعطاف ناپذیر ( پیرو ریگوریسم ) باشد ممکن است بر استفاده از تمام دستگاه های ممکن برای حفظ جان اصرار کند، بدون توجه به رنج یا خواست بیمار.

خشونت، سختی.