rightsize
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 **معادل فارسی**
- تنظیم اندازه ی درست ( سازمان یا تیم )
- تعدیل نیرو / کوچک سازی یا بزرگ سازی متناسب
- بهینه سازی ساختار
- - -
🔸 **تعریف ها**
1. ** ( مدیریتی – اصلی ) :** تغییر اندازه یا ساختار سازمان برای تناسب با نیازها و اهداف فعلی ( ممکن است شامل کاهش یا افزایش نیرو باشد ) .
... [مشاهده متن کامل]
2. ** ( کاربردی – روزمره ) :** تنظیم منابع یا ظرفیت ها تا با شرایط واقعی هماهنگ شوند.
3. ** ( استعاری – فرهنگی ) :** �به اندازه ی درست رساندن� هر چیزی، از تیم گرفته تا پروژه یا حتی سبک زندگی.
- - -
🔸 **مترادف ها**
resize – restructure – streamline – optimize – downsize ( وقتی کاهش نیرو مدنظر است )
- - -
🔸 **مثال ها**
- *The company decided to rightsize its operations to remain competitive. *
شرکت تصمیم گرفت فعالیت هایش را تعدیل کند تا رقابتی باقی بماند.
- *Rightsizing often involves restructuring departments. *
تعدیل سازمانی اغلب شامل بازسازی بخش ها می شود.
- *He had to rightsize his lifestyle after retirement. *
او مجبور شد سبک زندگی اش را پس از بازنشستگی به اندازه ی درست برساند.
- تنظیم اندازه ی درست ( سازمان یا تیم )
- تعدیل نیرو / کوچک سازی یا بزرگ سازی متناسب
- بهینه سازی ساختار
- - -
🔸 **تعریف ها**
1. ** ( مدیریتی – اصلی ) :** تغییر اندازه یا ساختار سازمان برای تناسب با نیازها و اهداف فعلی ( ممکن است شامل کاهش یا افزایش نیرو باشد ) .
... [مشاهده متن کامل]
2. ** ( کاربردی – روزمره ) :** تنظیم منابع یا ظرفیت ها تا با شرایط واقعی هماهنگ شوند.
3. ** ( استعاری – فرهنگی ) :** �به اندازه ی درست رساندن� هر چیزی، از تیم گرفته تا پروژه یا حتی سبک زندگی.
- - -
🔸 **مترادف ها**
resize – restructure – streamline – optimize – downsize ( وقتی کاهش نیرو مدنظر است )
- - -
🔸 **مثال ها**
شرکت تصمیم گرفت فعالیت هایش را تعدیل کند تا رقابتی باقی بماند.
تعدیل سازمانی اغلب شامل بازسازی بخش ها می شود.
او مجبور شد سبک زندگی اش را پس از بازنشستگی به اندازه ی درست برساند.
تعدیل نیرو
تعدیل نیرو ( درشرکت ها )