🔸 معادل فارسی:
• ( اصطلاحی ) تازه از راه رسیده، نوبرانه، بدون آشنایی با فرهنگ محلی
• ( تحقیرآمیز ) خارجیِ تازه واردِ بی تجربه، دهاتیِ وارداتی
• ( توصیفی ) بلافاصله پس از ورود با کشتی یا هواپیما
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( تحقیرآمیز – توهین ) When he first came to New York, his coworkers called him "right off the boat" because of his accent.
وقتی اول بار به نیویورک آمد، همکارانش به خاطر لهجه اش به او می گفتند دهاتیِ وارداتی.
( خنثی – توصیفی ) The program helps refugees who are right off the boat find housing and jobs.
این برنامه به پناهندگانی که تازه از کشتی پیاده شده اند کمک می کند مسکن و کار پیدا کنند.
( محصول – تجاری ) These fruits are right off the boat from Costa Rica – very fresh.
این میوه ها مستقیماً از کاستاریکا با کشتی آمده اند – خیلی تازه اند.
( خودافشایی طنز ) I felt like I was right off the boat when I first started this job and didn't understand any of the slang.
وقتی اول بار این شغل را شروع کردم و هیچ کدام از اصطلاحات عامیانه را نمی فهمیدم، حس می کردم خارجیِ تازه واردِ بی تجربه هستم.
• ( اصطلاحی ) تازه از راه رسیده، نوبرانه، بدون آشنایی با فرهنگ محلی
• ( تحقیرآمیز ) خارجیِ تازه واردِ بی تجربه، دهاتیِ وارداتی
• ( توصیفی ) بلافاصله پس از ورود با کشتی یا هواپیما
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
( تحقیرآمیز – توهین ) When he first came to New York, his coworkers called him "right off the boat" because of his accent.
وقتی اول بار به نیویورک آمد، همکارانش به خاطر لهجه اش به او می گفتند دهاتیِ وارداتی.
( خنثی – توصیفی ) The program helps refugees who are right off the boat find housing and jobs.
این برنامه به پناهندگانی که تازه از کشتی پیاده شده اند کمک می کند مسکن و کار پیدا کنند.
( محصول – تجاری ) These fruits are right off the boat from Costa Rica – very fresh.
این میوه ها مستقیماً از کاستاریکا با کشتی آمده اند – خیلی تازه اند.
( خودافشایی طنز ) I felt like I was right off the boat when I first started this job and didn't understand any of the slang.
وقتی اول بار این شغل را شروع کردم و هیچ کدام از اصطلاحات عامیانه را نمی فهمیدم، حس می کردم خارجیِ تازه واردِ بی تجربه هستم.