rides

جمله های نمونه

1. our future rides on it
آینده ی ما منوط به آن است.

2. this car rides smoothly
این اتومبیل نرم حرکت می کند.

پیشنهاد کاربران

در شهر بازی به معنی وسایل بازی
Amusement park rides
وسایل شهر بازی
مثل چرخ فلک، سرسره و امثالهم
Among of Amusement park rides i like ferris wheel and roller coaster
از بین وسایل بازی شهر بازی من چرخ فلک و ترن هوایی رو دوست دارم
مَرکَب
اسب
هر چیزی که سوارش شوند
گردش
با حال
سواری
هر وسیلهٔ نقلیه ای که ما رو به مقصد میرسونه ، بیشتر تاکسی و مترو یا اتوبوس
Ride=roo
به معانای حرکت کردن ، جلو رفتن
She ride bicycle
آن خانم دوچرخه سواری می کنید ( با دوچرخه حرکت می کند )
به معنی حرکت کردن به سمت یک مقصد است.
We rides to The chicago.
ما به سمت شیکاگو حرکت کردیم.