🔸 معادل فارسی:
• به کسی سخت گرفتن، زیر ذره بین گذاشتن
• مدام از کسی ایراد گرفتن، نق زدن
• تحت فشار شدید قرار دادن ( برای عملکرد بهتر )
• ( در روابط جنسی – عامیانه ) با خشونت با کسی هم بستر شدن ( بسیار مبتذل )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"The project manager rode us hard to meet the deadline, but we appreciated his leadership. "
مدیر پروژه برای رسیدن به ضرب الاجل به ما سخت گرفت ( فشار آورد ) ، اما از رهبری او قدردانی کردیم.
"My parents ride me hard about my grades, but I know they want the best for me. "
والدینم درباره نمراتم به من سخت می گیرند ( گیر می دهند ) ، اما می دانم که بهترین را برایم می خواهند.
"The sergeant rode the recruits hard during basic training to build their endurance. "
گروهبان در طول آموزش مقدماتی برای افزایش استقامت، به سربازان تازه کار سخت گرفت ( فشار آورد ) .
"If you keep riding him hard about every little mistake, he's going to leave you. "
اگر درباره هر اشتباه کوچکی مدام به او گیر بدی ( زیر سؤالش ببری ) ، تو را ترک خواهد کرد.
• به کسی سخت گرفتن، زیر ذره بین گذاشتن
• مدام از کسی ایراد گرفتن، نق زدن
• تحت فشار شدید قرار دادن ( برای عملکرد بهتر )
• ( در روابط جنسی – عامیانه ) با خشونت با کسی هم بستر شدن ( بسیار مبتذل )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
مدیر پروژه برای رسیدن به ضرب الاجل به ما سخت گرفت ( فشار آورد ) ، اما از رهبری او قدردانی کردیم.
والدینم درباره نمراتم به من سخت می گیرند ( گیر می دهند ) ، اما می دانم که بهترین را برایم می خواهند.
گروهبان در طول آموزش مقدماتی برای افزایش استقامت، به سربازان تازه کار سخت گرفت ( فشار آورد ) .
اگر درباره هر اشتباه کوچکی مدام به او گیر بدی ( زیر سؤالش ببری ) ، تو را ترک خواهد کرد.