🔸 معادل فارسی:
• به کسی تکیه کردن، وابسته بودن
• به نتیجه چیزی بستگی داشتن
• ( عامیانه ) به کسی گیر دادن، اذیت کردن
• سوار شدن بر پشت کسی ( معنای فیزیکی )
مثال:
The future of the company rides on the success of this new product.
... [مشاهده متن کامل]
آینده شرکت به موفقیت این محصول جدید بستگی دارد.
The child rode on his father's shoulders.
بچه سوار بر شانه های پدرش شد.
My boss is always riding on me about my tardiness.
رئیس من همیشه درباره دیر آمدنم به من گیر می دهد.
• به کسی تکیه کردن، وابسته بودن
• به نتیجه چیزی بستگی داشتن
• ( عامیانه ) به کسی گیر دادن، اذیت کردن
• سوار شدن بر پشت کسی ( معنای فیزیکی )
مثال:
... [مشاهده متن کامل]
آینده شرکت به موفقیت این محصول جدید بستگی دارد.
بچه سوار بر شانه های پدرش شد.
رئیس من همیشه درباره دیر آمدنم به من گیر می دهد.