ride dirty

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( پلیسی – اصلی ) با ماشین حامل مواد مخدر یا اسلحه غیرمجاز بودن
• ( عامیانه ) رانندگی با وسیله ای که در آن کالای قاچاق یا جرم دیگری وجود دارد
• ( توسعه معنا ) در وضعیت قانونی خطرناک بودن، به طوری که در هر لحظه ممکن است دستگیر شوی
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• The cop smelled marijuana, so he knew the driver was riding dirty.
مأمور بوی ماری جوانا حس کرد، پس فهمید راننده حامل مواد غیرمجاز است.
• Don't ride dirty – you never know when there's a checkpoint ahead.
با حمل مواد رانندگی نکن – هیچ وقت نمی دانی جلوتر ایست بازرسی هست یا نه.