rewind

/ˈriːwaɪnd//ˌriːˈwaɪnd/

(ساعت وغیره) دوباره کوک کردن، (فیلم و غیره) دوباره پیچیدن، برگرداندن، هر چیز کوک شده یا برگردانده شده، برگرداندن هر چیز کوک شده یا برگردانده شده عمل کوک کردن یا برگرداندن

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: rewinds, rewinding, rewound
• : تعریف: to wind again, or to wind back (a cassette tape or the like) to the original position or to a preceding position.

جمله های نمونه

1. If you could rewind your time, would you change your life?
[ترجمه Alex] اگر میتوانستی زمان را به عقب برگردانی ، زندگی ات را تغییر میدادی؟
|
[ترجمه ترگمان]اگه می تونی وقتت رو پس بگیری، زندگیت رو تغییر میدی؟
[ترجمه گوگل]اگر می توانید وقت خود را عوض کنید، زندگی خود را تغییر می دهید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Would you please rewind the thread onto the reel?
[ترجمه ترگمان]میشه لطفا نخ رو دوباره وصل کنی به حلقه؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانید موضوع را بر روی حلقه بچرخانید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Stop trying to find a rewind. It's life, not a movie.
[ترجمه Alex] بس کن از برگشتن به عقب ، این زندگی است نه یک فیلم
|
[ترجمه ترگمان]سعی نکن دوباره برگردی سر اصل مطلب زندگی است، نه یک فیلم
[ترجمه گوگل]توقف تلاش برای پیدا کردن یک عقب این زندگی است نه یک فیلم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Please rewind the tape at the end of the film.
[ترجمه ترگمان]لطفا نوار را در انتهای فیلم جمع کنید
[ترجمه گوگل]لطفا نوار را در انتهای فیلم بردارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Will you rewind the tape so we can hear it again?
[ترجمه ابراهیم] نوار را به عقب بر خواهید گرداند که بتوانیم دوباره آن را گوش دهیم؟
|
[ترجمه ترگمان]میشه نوار رو برگردونی تا دوباره صداش رو بشنویم؟
[ترجمه گوگل]آیا نوار را دوباره می ریزید تا دوباره آن را بشنویم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Rewind the video right to the beginning.
[ترجمه Alex] فیلم را به عقب برگردان درست از اولش
|
[ترجمه ترگمان]عقب بردن ویدئو تا ابتدای کار
[ترجمه گوگل]راست را به ابتدای فیلم بچرخانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. To record, press these two buttons together; then rewind, and then press the red button to play back.
[ترجمه ترگمان]برای ثبت، این دو دکمه را با هم فشار دهید؛ سپس به عقب برگردید، و سپس دکمه قرمز را فشار دهید تا بازی را پشت سر بگذارید
[ترجمه گوگل]برای ضبط، این دو دکمه را با هم فشار دهید سپس عقب، سپس دکمه قرمز را برای پخش فشار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I stopped the tape and pressed rewind.
[ترجمه ترگمان]نوار را متوقف کردم و آن را به عقب فشار دادم
[ترجمه گوگل]نوار را متوقف کردم و عقب را فشار دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. You can freeze a frame, rewind, replay and so on to reinforce a point.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید یک کادر را منجمد کنید، عقب بکشید، تکرار کنید و به این ترتیب یک نقطه را تقویت کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید یک قاب، عقب، پخش و غیره برای تقویت یک نقطه را مهار کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Press the rewind button.
[ترجمه ترگمان]دکمه rewind را فشار دهید
[ترجمه گوگل]دکمه بازشو را فشار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Just rewind that, would you.
[ترجمه ترگمان]فقط اینو بزن عقب، باشه؟
[ترجمه گوگل]فقط به عقب برگرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. But you can't be rewind time. You can't undo what is done.
[ترجمه ترگمان]اما شما نمی توانید زمان را عقب بکشید تو نمی توانی کاری را که انجام می شود، باز کنی
[ترجمه گوگل]اما شما نمی توانید زمان بازگشت شما نمیتوانید کاری را که انجام شده است را لغو کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The paper winder will rewind the interleaving paper, as the strip is paid off.
[ترجمه ترگمان]این مقاله به این شکل است که کاغذ برگ برگ را به عقب پرت می کند چون نوار از آن پرداخت می شود
[ترجمه گوگل]سیم پیچ کاغذی را برگردانده است، همانطور که نوار پرداخت شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This machine can rewind the web from flabbiness to firmness and neatness.
[ترجمه ترگمان]این دستگاه می تواند وب را از flabbiness به استحکام و مرتب تر کند
[ترجمه گوگل]این دستگاه می تواند وب را از flabbiness به سفتی و انعطاف پذیری عقب بکشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[سینما] فیلم چرخان دستی - برگردان
[کامپیوتر] بازپیچی ؛ بازپیچیدن
[برق و الکترونیک] نوار بر گردان، بر گرداندن 1. قطعاتی در دستگاه ضبط نوار مغناطیسی که نوار را با سرعت زیاد به چرخک تغذیه بر می گرداند 2. برگشت نوار مغناطیسی صوتی یا تصویری در کاست به نقطه شروع آن .
[سینما] بازپیچی / بازپیچیدن
[سینما] برگرداندن فیلم - پیچاندن فیلم

به انگلیسی

• reverse, wind backwards to an earlier point (about video cassettes, tapes, etc.); wind again, rewrap material around a spool
when you rewind the tape on a tape recorder or a video recorder, you make the tape go backwards so that you can play it again.

پیشنهاد کاربران

اسم موزیک ویدئو کیم هیون جونگ هستش
به معنی دوباره:باد

به عقب برگرداندن
به عقب برگرداندن فیلم یا نوار کاست برای دوباره دیدن یا شنیدن
احیا کردن در پزشکی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما