return address

/rəˈtɜːrnˈæˌdres//rɪˈtɜːnəˈdres/

نشانی بازگشت
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the address of the person who sends a letter.

- Write your return address in the top left corner of the envelope.
[ترجمه گوگل] آدرس برگشتی خود را در گوشه سمت چپ بالای پاکت بنویسید
[ترجمه ترگمان] آدرس return را در گوشه سمت چپ پاکت بنویسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. There was no return address on the back of the envelope.
[ترجمه گوگل]در پشت پاکت آدرس برگشتی وجود نداشت
[ترجمه ترگمان]نشانی بازگشت به پشت پاکت نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Write your return address on the back of the envelope.
[ترجمه گوگل]آدرس برگشت خود را پشت پاکت بنویسید
[ترجمه ترگمان]آدرس your رو پشت پاکت بنویس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The envelop was imprinted with a return address.
[ترجمه گوگل]روی پاکت یک آدرس برگشتی حک شده بود
[ترجمه ترگمان]envelop را با نشانی بازگشت از آن جا گذاشته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The return address was on the flap of the envelope.
[ترجمه گوگل]آدرس برگشت روی لبه پاکت بود
[ترجمه ترگمان]نشانی بازگشت روی دریچه پاکت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Not only is the return address on the e-mail almost certainly fraudulent, but responding to spam creates more traffic.
[ترجمه گوگل]نه تنها آدرس برگشتی در ایمیل تقریباً تقلبی است، بلکه پاسخ به هرزنامه ترافیک بیشتری ایجاد می کند
[ترجمه ترگمان]تنها آدرس بازگشتی در ایمیل قطعا جعلی است، اما واکنش به اسپم باعث ترافیک بیشتر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Just a look at the return address: Office of the Jury Commissioner.
[ترجمه گوگل]فقط به آدرس بازگشت نگاه کنید: دفتر کمیسر هیئت منصفه
[ترجمه ترگمان]فقط یه نگاه به آدرس return … دفتر هیات منصفه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Sandarusi said he did not notice a return address.
[ترجمه گوگل]سانداروسی گفت که متوجه آدرس برگشتی نشده است
[ترجمه ترگمان]Sandarusi گفت که نشانی بازگشت را ندیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. With no return address and written in a hand I had not immediately recognized, the envelope drew no attention to itself.
[ترجمه گوگل]پاکت نامه بدون آدرس برگشتی و روی دستی که من فوراً تشخیص نداده بودم نوشته بود، توجهی به خود جلب نکرد
[ترجمه ترگمان]بدون هیچ نشانی برگشت و با دستی که من فورا آن را شناختم، پاکت هیچ توجهی به خود نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The return address was left blank, and a list of suspects could prove endless.
[ترجمه گوگل]آدرس برگشت خالی گذاشته شد و فهرستی از مظنونان می‌توانست بی‌پایان باشد
[ترجمه ترگمان]نشانی برگشت خالی بود و فهرستی از مظنونان می توانست بی پایان باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Before the jump, a return address in the mainline program must be pushed onto the stack.
[ترجمه گوگل]قبل از پرش، یک آدرس بازگشتی در برنامه خط اصلی باید روی پشته فشار داده شود
[ترجمه ترگمان]قبل از پرش، یک آدرس بازگشتی در برنامه mainline باید بر روی پشته فشار داده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Please make sure your return address is correct.
[ترجمه گوگل]لطفا مطمئن شوید که آدرس برگشتی شما صحیح است
[ترجمه ترگمان]لطفا اطمینان حاصل کنید که آدرس بازگشتی صحیح است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The return address was a law firm in Seattle.
[ترجمه گوگل]آدرس برگشت یک شرکت حقوقی در سیاتل بود
[ترجمه ترگمان]نشانی برگشت یک شرکت حقوقی در سیاتل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The return address of a function call.
[ترجمه گوگل]آدرس برگشتی یک فراخوانی تابع
[ترجمه ترگمان]آدرس بازگشتی یک فراخوانی تابع
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Incidentally, you forgot to put a return address on this other package.
[ترجمه گوگل]اتفاقاً شما فراموش کرده اید که روی این بسته دیگر یک آدرس بازگشت قرار دهید
[ترجمه ترگمان]در ضمن، تو فراموش کردی که آدرس رو به اون یکی بسته تحویل بدی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Is it necessary to put my return address on?
[ترجمه گوگل]آیا لازم است آدرس بازگشت خود را بگذارم؟
[ترجمه ترگمان]آیا لازم است که آدرس my را به شما بدهم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

نشانی نویسنده
آدرس فرستنده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما