retorted


برگشته، خمیده، کج
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. she retorted that it was i who was truly at fault
او در جواب گفت که مقصر واقعی من بوده ام.

2. "no, you did!" retorted marzieh
مرضیه پاسخ داد: ((نه،خودت کردی !))

پیشنهاد کاربران

پاسخ دادن به یک اظهارنظر یا اتهام، معمولاً به شیوه ای تند، عصبانی یا زیرکانه.

I don't want to make him miserable, i" want to put him on his guard! "Retorted mr. Weasley
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما