rest with

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به عهده ی کسی بودن / بر عهده داشتن
• در اختیار کسی بودن ( مسئولیت یا تصمیم )
• متکی بودن به / بستگی داشتن به
🔸 مثال ها:
The final decision rests with the board of directors.
...
[مشاهده متن کامل]

تصمیم نهایی بر عهده ی هیئت مدیره است.
The authority to approve the budget rests with the finance committee.
اختیار تصویب بودجه با کمیته ی مالی است.
Responsibility for the project's success rests with the entire team.
مسئولیت موفقیت پروژه بر عهده ی کل تیم است.

بر عهده کسی بودن ( مسئولیت , تصمیم )
# This duty rests with him
# The final decision rests with the jury
# The authority to call an emergency meeting rests with the president
واگذار کردن
چیزی بر دوش/بر گردن کسی بودن، عهده دار/مسئول بودن
مسؤولیت چیزی بر عهده کسی بودن
مسئولیت یا اجازه ی تصمیم گرفتن داشتن
The matter now rests with the medical committee.
اکنون تصمیم گیری در این مورد بر عهده ی کمیته ی پزشکی است.
Responsibility for child care rests with social services.
مسئولیت حمایت از کودکان بر عهده ی سرویس های اجتماعی است.