resound

/ˌriˈsaʊnd//rɪˈzaʊnd/

دوباره صدا کردن (رجوع شود به: sound بعلاوه ی re-)، طنین افکن شدن، پژواک کردن، بازخنیدن، خنیدن، (صدا) فراگرفتن، صدای بلند ایجاد کردن، (از صدا) به لرزه در آوردن یا درآمدن، نعره زدن، نوفیدن، آوازه افکن شدن، سرزبان ها افتادن، پیچیدن، منعکس کردن، پژواک یا انعکاس صدا

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: resounds, resounding, resounded
(1) تعریف: to be full of sound.
مترادف: echo, resonate, reverberate
مشابه: boom, ring, roar, sound, vibrate

- The theater resounded with applause.
[ترجمه گوگل] تئاتر با تشویق طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان] سالن تئاتر پر از تشویق و تشویق بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to make a loud or clearly audible sound.
مترادف: resonate
مشابه: blare, boom, crash, echo, peal, ring, roar, sound, thunder

- Applause resounded through the theater.
[ترجمه گوگل] تشویق ها در تئاتر طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان] صدای تشویق جمعیت به گوش می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to have widespread fame or influence.
مشابه: redound

- The mayor's words resounded throughout the county.
[ترجمه گوگل] سخنان شهردار در سراسر شهرستان طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان] سخنان شهردار در سراسر ناحیه طنین انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to echo back (a sound).
مترادف: echo, reecho, reverberate
مشابه: boom, resonate

- The mountains resounded their cries.
[ترجمه گوگل] کوه ها فریادشان را طنین انداز کردند
[ترجمه ترگمان] در این موقع کوه ها در حال گریه و زاری بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to put forth loudly (a sound, statement, or opinion).
مترادف: trumpet
مشابه: blare, boom, declare, proclaim, vociferate, yell

جمله های نمونه

1. The astronaut was welcomed with joyous, resounding acclaim.
[ترجمه گوگل]فضانورد با تحسین شادی آور و طنین انداز مورد استقبال قرار گرفت
[ترجمه ترگمان]این فضا نورد با تحسین و تحسین و تحسین بسیار مورد استقبال قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The echo resounded back to us.
[ترجمه گوگل]پژواک دوباره به ما طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان]صدای پژواک به گوش ما رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Redskins opened the season by scoring a resounding/stunning/impressive 25-victory against/over Detroit.
[ترجمه گوگل]سرخپوشان فصل را با به ثمر رساندن 25 پیروزی پر طنین انداز/ خیره کننده/ چشمگیر در برابر/بر دیترویت آغاز کردند
[ترجمه ترگمان]تیم \"Redskins\" این فصل را با در نظر گرفتن ۲۵ پیروزی چشمگیر و چشمگیر در مقابل \"دیترویت\" آغاز کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The tragedy resounded around the world.
[ترجمه گوگل]این تراژدی در سراسر جهان طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان]فاجعه در سراسر جهان پخش شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The bells of the old temple resounded throughout the valley.
[ترجمه گوگل]زنگ های معبد قدیمی در سراسر دره طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان]ناقوس های معبد قدیمی در سراسر دره طنین انداز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. There was a resounding slap as Andrew struck him violently across the face.
[ترجمه گوگل]هنگامی که اندرو به شدت به صورتش کوبید، سیلی محکمی خورد
[ترجمه ترگمان]در این موقع صدای سیلی محکمی به گوش رسید که شاهزاده آندره به صورت او برخورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The noise of the fire alarm resounded through/throughout the building.
[ترجمه گوگل]صدای زنگ هشدار آتش در سراسر ساختمان طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان]صدای آژیر خطر آتش سوزی در سراسر ساختمان به گوش رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A roar of approval resounded through the Ukrainian parliament.
[ترجمه گوگل]صدای تایید در پارلمان اوکراین طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان]صدای هلهله در پارلمان اوکراین به گوش رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Her name resounded all over the world.
[ترجمه گوگل]نام او در سراسر جهان طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان]نام او در سراسر جهان طنین انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She scored a resounding triumph over her rival.
[ترجمه گوگل]او در مقابل رقیب خود به پیروزی چشمگیری دست یافت
[ترجمه ترگمان]او یک پیروزی چشمگیر بر رقیب خود به ثمر رساند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He hit the water with a resounding slap.
[ترجمه گوگل]سیلی محکمی به آب زد
[ترجمه ترگمان]او با سیلی محکمی به آب ضربه زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The street resounded to the thud of marching feet.
[ترجمه گوگل]خیابان با صدای پاهای راهپیمایی طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان]در خیابان صدای پای پیاده به گوش می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The whole place resounded with music.
[ترجمه گوگل]همه جا با موسیقی طنین انداز شد
[ترجمه ترگمان]همه جا پر از موسیقی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The room resounded with screams and shouts.
[ترجمه گوگل]طنین اتاق از جیغ و فریاد بلند شد
[ترجمه ترگمان]اتاق پر از جیغ و داد و فریاد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The high wall resounded our shouts of joy.
[ترجمه گوگل]دیوار بلند فریاد شادی ما را طنین انداخت
[ترجمه ترگمان]صدای فریاد شادی ما به گوش می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• echo, reverberate, resonate, ring out
when a noise resounds, it is heard loudly and clearly; a literary word.
if a place resounds with noise, it is filled with it; a literary word.
see also resounding.

پیشنهاد کاربران

تشدید کردن ( رجوع شود به پدیده تشدید در فیزیک )
غرق در صدایی شدن
The air resounds with the delightful music of birds.
طنین انداز شدن
The noise of the fire alarm resounded through/throughout the building

بپرس